درخواست های ارتباط
جستجو
لیست دوستان من
صندوق پیام
همه را دیدم
  • در حال دریافت لیست پیام ها
صندوق پیام
رویدادها
همه را دیدم
  • در حال دریافت لیست رویدادها
همه رویدادهای من
تخفیف های وب سایت
همه تخفیف ها

چرا ایران پیشرفت نمی کند ؟

نویسنده متن پست
پاسخ به این پست
author
wisemadguy
پویان عارف پور
1396/07/25 08:00:24

مقدمه (قبل از نظر دادن حتمن بخونین)


  1. میدونم طبق معمول الان یک عده با منطق "لولو دوستان" آسمون ریسمون رو بهم ربط میدن که خیلی هم پیشرفته ایم اوناهاش ماهواره توی فضاست اوناهاش موشک زدیم خورد توی فرق سر یارو و این حرفها که خب در جریان باشید اینها دسترنج چند دانشمند بوده که دلیل پیشرفته بودن حساب نمیشه . به همون نسبت آدمهایی رو داریم (اکثریت) که سواد که نداره هیچی ، اصطلاحات زشت جنسی رو توی خیابون جلوی زن و بچه مردم با صدای بلند بیان میکنه و روزی نیست که در خیابان به گوش نرسه .
  2. یه عده دیگه هم الان میان میگن مگه آمریکاییها فحش نمیدن ؟؟ مگه توی فیلماشون اینهمه حرف بد بد نمیزنن ؟؟ مگه جرم و جنایت در اروپا فلان و بهمان نیست ؟؟ در جواب این دوستان هم باید گفت گل من ، موضوع صحبت من رو دریاب ! باشه ؟ یه بار متن رو بخون و "اجازه بده مغزت اول ببینه موضوع چیه" بعد اگر دیدی من دارم میگم آمریکا یا اروپا یا گینه بیسائو پیشرفته هست ما نیستیم بیا بگو پس چرا فلان جا یا مردم فلان جا فلان طورن ...
  3. تاکیدی : موضوع این نوشته "چرا - ایران - پیشرفت - نمی کند ؟"

جای شما خالی دیروز رفته بودم به یک همایشی ، چون قرار بود آقای مهندس نصیری درخصوص تجربیات کاریشون درباره تجارت الکترونیک در کشورمون صحبت کنن . البته نمیدونم چرا برگزارکنندگان ، بجای اینکه از آقای نصیری دعوت کنن که صحبت کنن بجاش از حضار خواستن خودشونو معرفی کنن و درباره خودشون بگن ؟! وقتی میگین ساعت 6 عصر برای شنیدن صحبتهای فلانی بیاین انتظار میره درکتون برسه که آقای ایکس از فلان دبیرستان فلان شهر اگر درباره زیباسازی شهر ایده هایی داره دستش درد نکنه ولی ما نیومدیم عرایض ایشون رو بشنویم ! یا فلان آقا اگر دوست داره زندگینامش رو بگه و اینکه ماه آینده چند سالش میشه ، خب ایشالا تولد 120 سالگیش ولی تصدقت برم نیومدیم اینا رو گوش بدیم که ! یا اونیکی آقاهه ... داداش ! یه معرفی ساده بگو بشین درضمن وقتی خودتو معرفی میکنی به من نگاه کن ... الله اکبر !

باری به هرجهت بعد شنیدن این ناخواسته ها ، از اقای نصیری خواستن صحبتشون رو شروع کنن ... صحبت در جمعی که همه از تحصیل کرده های این کشور بودن بطور مثال یه آقاهه بود میگفت از فلان دانشگاه معتبر خارجه فارق التحصیل شده و یک نفر هم از مخترعین حضور داشتند که با "بچه های سازمان فضایی یه کشوری!" کار می کردن و در این جمع آماری از مردم کشورمون که باز هم تاکید می کنم نمیشه گفت یک نمونه آماری از عوام ، بلکه یک نمونه آماری از نخبه ها و تحصیل کرده های کشورمون بودند ، در عرض مدت کمی ، مواردی دیدم که تازه فهمیدم چرا داریم درجا می زنیم و چرا بجای اینکه هر روز تعداد کسب و کارها زیاد بشه و سرمایه گذاری زیاد بشه مردم ترجیح میدن برن بزنن به کار بسازبفروشی و بنگاه و ... داداشم / خواهری ، میدونم ! موشک ساختیم ، اتم شکافتیم ، میدونم و باز هم تاکید می کنم منظورم دسترنج تنی چند از دانشمندان نیست ، منظورم عام جامعه هست و روی صحبتم با این مقوله هست که "چرا در جهت پیشرفت گام برنمیداریم هیچ ، جلوی بقیه هم سنگ می اندازیم" یا به قول آقای نصیری "چرا بجای پیشنهاد سازنده دنبال تخریب (اسم مستعارتخریب این روزا شده انتقاد البته) هستیم." . با اجازتون این موارد رو اول فهرست کنم :

--------- آقای نصیری از یک گروه فعال اینترنتی و ماجراهای پشت پرده گفت که جمعیت حاضر در سالن بدونن آمارهای درست رو از کجا باید استخراج کنن و چرا به بعضی آمارها نباید اعتماد کرد و نتیجه تمام تحقیقاتشون رو گفتن و توضیح دادن که چرا بزرگترین وبسایت فناوری اطلاعات کشور انقدر ناشناخته مونده و حتی نماد اعتماد الکترونیک بهش نمیدن ولی فلان سایت با فاصله زیادی در رده بندی ، انقدر در بوق و کرنا میره و تبلیغات میشه براش و غیره . این وسط یه عده طاقت نیاوردن و از اینجا تخریب رو شروع کردن بطور مثال یه بنده خدایی پرید وسط صحبتهای مهندس نصیری ... دقت کنین که طرف اومده صحبتهای سخنران رو گوش بده و یه عالمه آدم دیگه هم به این منظور اومدن اونجا بعد این فرد متمدن ، بدون توجه به این جمع و سخنران یهو مثل "یک انسان فهیم و با درک بالا" شروع کرد که شما اگه راست میگی باید وقتی اینا رو بگی که خود این افراد باشن و دفاع کنن (فکر کنم این هرشب که اخبار سیمای ملی رو میبینه داد و هوار راه میندازه که "اگه راست میگین بگین ترامپ بیاد از خودش دفاع کنه" !) ...

--------- فکرش رو بکنین ... منجمله افاضات طرف این بود که "شما اگر نتونستی نماد سایت رو بگیری مشکل از خودتونه باید با مطالعه و آگاهی وارد میشدین و..." خلاصه کلی فرمایشات دیگه . خب طبیعیه که انتظار دارین گوینده خودش در این حیطه حداقل موفقیتی داشته باشه که داره نسخه میده ولی بعد معلوم شد ایشون یک زمانی - یک سایتی داشته - که نماد اعتماد داشته البته ایشون به دلیل آگاهی و مطالعه زیاد و بکارگیری روشهای تخصصیشون ورشکست شده و سایتش رو تعطیل کرده ! ... خب داداش من ، تو که نه موفقیتی داشتی و نه داری حداقل گوش بده یک نفر که موفق شده و اومده رایگان ، تجربیاتش رو در اختیار شما میذاره استفاده کن . آخه به چه پشتوانه ای داره میگی تو بلد نیستی ... به چه دلیل به خودت اجازه میدی وقت بقیه حضار رو با جفنگیاتت بگیری ؟! اینطور واقع ساکت بشین گوش کن شاید یه روزی توی یک کاری موفق شدی بعد اون موقع به خودت اجازه بده به دیگران نسخه بدی ! نه الان که حتی همت نداشتی دوباره سایتت رو راه بندازی .

--------- یکی دیگه انگار مدار منفی گذر بسته باشن توی مغزش بعد از یک ساعت گفت "خب اینا که شما گفتین از موفقیتهاتون نبود ، اینا سیاه نمایی بود و الان منظورتون اینه که ما هم برای اینکه موفق بشیم باید مثل شما از ایران بریم ؟!" ... میخوام بگم فقط یک ربع اول سخنرانی رو شنیده بود بعدش توی کما بود یا شاید فارسی رو برره ای ترجمه کرده با افعال معکوس و اینهمه چیزایی که راجع به پشتکار - اجرایی کردن ایده - مدیریت زمان - و غیره گفته شد رو نشنیده بود . داداش من ، نکنه فکر کردی قرص داره موفقیت ؟ یا آدرس میدن بری فلان جا یه موفقیت گذاشتیم برات برو برش دار ؟ دیگه چی باید بهت میگفت خب ؟ از همه مهمتر چجوری به این نتیجه رسیدی که معنی این حرفا اینه که از ایران بری ؟ مگه خود این آدم از ایران رفته بود بعد موفق شد ؟

--------- اما این وسط از همه غیرمنتظره تر، آقایی بود که میگفت فلان دانشگاه معتبر خارجه اومده . ایشون تشریح کرد که بیش از شش استارت آپ داره (حالا ما هم مجبوریم باور کنیم خب) و اسمی یا شرحی دربارش نگفت و میگفت حاضر به سرمایه گذاری روی استارت آپها هست (کاری به معنی سرمایه گذاری ندارم فرض رو بر این میذاریم که ایشون میتونه) بعد از پایان سخنرانی یواشکی اومد پیش من گفت "شما ایشونو میشناسی" گفتم بله گفت"ایشون مسیر رو اشتباه رفتن ! ایشون باید راه و روش صحیح کار رو یاد بگیرن و یاد بگیرن قانون رو دور بزنن متاسفانه ایشون ناپخته عمل میکنن" بهش گفتم "این آقا رو که میبینی با دوستش ، دونفری ، بزرگترین وبسایت فناوری اطلاعات کشور رو ایجاد کردن. میخوام بدونم شما موفقیت یا پروژه ای در این سطح داشتی تاحالا که دارین نظر میدین ؟ بطور مثال این استارت آپهاتون ..." خب مثل یک شخص تحصیل کرده و فهیم روشو کرد اونور رفت .

--------- اینجاست که میگن تحصیلات شعور نمیاره ( باز هم در جهت آرامش لولودوستان : 1- من خودم یک باتحصیلات بیشعورم باشه شما حرص نخور برای پوستت خوب نیست 2- هرکی به خودش گرفته یا همزادپنداری کرده مشکل از خودشه ) . خب ای آمده از فلان دانشگاه معتبر خارجه ، ای دارنده استارت آپهای ناشناس که اسمت یادم نیست برم سرچ کنم ببینم واقعن از فلان دانشگاه معتبر خارجه فارق شدی یا داشتی تمرین می کردی برای آینده ، از قدیم میگن احترام متقابل ، دیگه وقتی اینطوری وسط حرف من روتو میکنی اونور میری و نمای پشتت رو به روئیت دیدگان من میرسانی خب منم نمیتونم با عنوان دکتر/مهندس شما رو تصور کنم باشد که شما مثل بنده نباشی و مثل یک تحصیل کرده فهیم رفتار کنی.

--------- قریب به یک ساعت ، سخنران از تجربیاتش و اینکه برای موفق شدن در حوزه فناوری اطلاعات در ایران و فضای رقابتی موجود چه باید کرد، صحبت کرد و درآخر بعد از همایش یه عده میومدن میپرسیدن "من برای اینکه موفق بشم باید چیکار کنم ؟؟" اگر من بودم میگفتم تشریف ببرید پزشک گوش و حلق و بینی ، شنواییتون رو یه چک بکنه ... یک ساعت داشت چی میگفت پس ؟ گوش ندادن اینجا معضل بزرگیه ... البته در بعضی موارد نخواندن هم همینطور مثل خیلیا هستن که هروقت من مطلبی مینویسم میان میگن فلان جمله رو نوشتی منظورت من بودم ؟! اینا کارشون از دکتر گذشته , منتظر توهیناشون در پیام و تلگرام و غیره هستم . با اینا کاری نداشته باشین مغزشون قدرت تحلیل نداره . آخه نه عکس داری نه اسمتو نوشتی نه یه بار توی عمرم دیدمت اونوقت چجوری منظورم تویی ؟؟ بله گوش ندادن ، نخواندن و مانند اینها ...

--------- یه بنده خدایی اومد پرسید واقعن میخوان از ایران برن ؟ با تمرینات بسیار سخت این چند سال تونستم نگم "پ نَ پَ" و گفتم بله پرسید "خب چراااااااا؟" خیلی مختصر گفتم به دلیل تمام مشکلاتی که در این یک ساعت گفتن و نمونه آماری ای که مشاهده کردین . اینهمه حرف زد وقت گذاشت اومد اینجا تجربه هاش رو برای اینهمه آدم گفت باز چندنفری پیدا شدن که خواستن تخریبش کنن و بقیه هم سکوت کردن و مابقی هم اصلن گوش ندادن چی گفت دوباره اومدن میگن ما چیکار کنیم ؟؟ میره جایی که خودش و کارش ارزش و احترام داشته باشه و خواهانش باشن نه اینجا که فقط سنگ میندازن جلوی پاش و اذیت میکنن.

--------- یک نکته دیگه که به چشم من طبیعتن نمیومد ولی یکی از حضار که گویا همیشه به این مکان میاد اشاره کرد این بود که بسیاری از دوستانی که پای ثابت این سخنرانیها بودن "برای این سخنرانی خاص ، نیامده بودن" . نمیخوام نتیجه بگیرم حسادته چون میدونین که ما مسلمونا دروغ - حسد - بخل - و امثال اینها رو نداریم و اینکه اگر کسی موفق میشه دنبال این هستیم که از یک ساعت صحبتش چندتا موضوع بی ربط پیدا کنیم بهش گیر بدیم که "تو بدی به این علت" و امثال اینها بخاطر اینه که شیطون گولمون میزنه و خب میدونیم شیطان رجیم بعلت ندانستن به فرض زبان ژاپنی (مثال بود داداشم ! گفتم به فرض ! میدون توی ژاپن یاکوزا هم دارن و میدونم شما اکثر دنیا رو گشتی و میدونی تمام دنیا بده ما خوبیم میدونم) هست که نمیتونه اونا رو گول بزنه که انقدر باهم یکدل هستن انقدر به هم کمک میکنن انقدر قانون گرا هستن حسود نیستن و صد البته که دروغ و غیبت دارن در حد لالیگا و در دنیا فقط ما هستیم که وقتی یکی موفق میشه بجای اینکه بهش تبریک بگیم اگر کاری از دستمون بر میاد براش انجام بدیم از تجربیاتش استفاده کنیم و در کل به فکر پیشرفت همدیگه باشیم و درک کنیم که "بنی آدم اعضای یکدیگرند" فقط دنبال اینیم که بگردیم هرطور شده یه انگی به طرف بزنیم یا تخریبش کنیم و اگر هم میاد مشکلات رو میگه بگیم داری سیاه نمایی میکنی و سعی می کنیم بفرستیمش در انزوا .

نتیجه


  • از بزرگترین مشکلات در کشور ما "گوش نکردن" هست . نه اینکه طرف گوشش رو بگیره نشنوه ، منظورم اینه که "بشنویم" ینی بعنوان یک صدای محیطی به صحبتهای طرف مقابلمون گوش ندیم ، بلکه "بفهمیم" چی داره میگه بعد نظر بدیم. مثل بعضی کامنتهایی که در اینترنت می بینیم .
  • بجای اینکه دنبال ایرادهای این و اون ، چه در داخل و چه در خارج باشیم ، دنبال تصحیح خودمون باشیم / ابتدا دنبال ارتقای خودمون باشیم .
  • در کشور ما به قول دوستی"شما توی جمع حتی بگو ساخت ایستگاه فضایی ! اگر یکی پیدا نشد نظر کارشناسی و راهکار بده من اسمم رو عوض می کنم" همه دنبال اظهار فضل هستن و برای خودشون"اُفت" میدونن از کسی یاد بگیرن "من بشینم ببینم این چی میگه ؟؟ من خودم ده تای اینو درس میدم" اگر واقعن شما بهتر هستین و کارنامه بهتری دارین چه عالی ! شما تشریف بیارین سخنرانی کنین استفاده کنیم ولی تا اون موقع که موفقیتی ندارین اگر خودتون دوست ندارین تلاش کنین حداقل برای دیگران نسخه نپیچین و از اون بدتر "تخریب نکنین".
  • ما هنوز "نفهمیدیم" موفقت تو به نوعی موفقیت منه و موفقیت من ، برای تو سود داره. منظورم از موفقیت ، پولدار شدن با اختلاس و دزدی نیستها ! منظورم اینه که بدون "ژن خوب" و با تلاش ، روی پای خودمون بایستیم و نون حلال دربیاریم و از اون بهتر به یه عده دیگه هم نون حلال برسونیم.

مخلص همه شما آی تی پروییها که عبادتتون "تعلیم و تعلم" است.

پویان عارف پور
25 مهر 96


author
yek_mosafer2000
سید احمد توسلی
17 ماه قبل
با سلام

ما اگر بچسبیم به کار خودمون و دخالتی تو کار بقیه نکنیم و وظیفه ای که بهمون محول شده به خوبی انجام بدیم کم کم پیشرفت هم میکنیم پیشرفت اول باید از خودمون شروع شه ....
author
UNITY
محمد نصیری
17 ماه قبل
خوب پویان خارج از انتظار نیست که الان یه عده ای میان همینجا میگن ببخشید نصیری دیگه چه خریه ؟ ( البته تو دلش میگه ) یه مشت از خودراضی مغرور هستید که هیچی حالیتون نیست و اومدین کشور رو نقد می کنین ؟ خودتون مگه چی هستید ؟ یه مشت ... و ... و ... و این رو قطعا بدون اینکه بره رزومه من و شما رو بخونه میاد می نویسه چون اصلا اهمیت نمیده متن از کی نوشته شده مهم اینه حتما نظر مخالف خودش رو با بدترین شکل ممکن ارائه بده ... متاسفانه شما واقعیت رو هم در این کشور بگی حتما به خودت یه انگی میبندن ... همیشه یه مثالی میزنم میگم شما سناریوی زیر رو در نظر بگیر :

  • داشتم تو خیابون راه میرفتم که دیدم یه قاتل حرفه ای که عکسش رو تو روزنامه دیده بودم داشت با چاقو دنبال یه دختر جوان می کرد و میخاست رسما بکشتش و تیکه پارش کنه و من رفتم و باهاش درگیر شدم و اون قاتل رو با چاقویی که منم میخاست بکشه هلاک کردم ، حالا عکس العمل های برخی قطعا به این شکل خواهد بود ببین : *

  1. شما مگه پلیسی به شما چه ربطی داشت ؟
  2. شاید اون قاتله دلیل موجهی داشته که اون خانم رو بکشه به تو چه ؟
  3. مملکت پر از این چیزاست سخت نگیر داداش میزاشتی کارشو بکنه !
  4. چرا با روحیات یه انسانی که به دلیل مشکلات خانوادگی وارد بزهکاری شده توهین کردی ؟
  5. و ...

حالا اگر اتحادیه حمایت از قاتلین روانی تشکیل ندن که اینها بیمار هستن و باید بهشون کمک بشه شاهکار شده ، حالا در مورد اون همایش که اسمش رو نزاریم همایش یه دور همی هفتگی در حوزه کارآفرینی هست چند نکته رو باید بگم :

  1. این رویداد هفتگی روالش به این شکل هست که باید هر کسی خودش رو در 30 ثانیه معرفی کنه
  2. 30 ثانیه در خصوص خودش و بلافاصه تخصص و هدفش از شرکت در رویداد
  3. طبیعی هست که بعد از تموم شدن معرفی ها کار سخنران شروع میشه

پس نمیشه خرده گرفت که چرا فلانی زیاد صحبت کرد یا ما فقط اومدیم صحبت های شما رو گوش بدیم چرا دیگری حرف میزنه ، اون دیگه درک و شعوری هست که متاسفانه توی برخی آدمها کم پیدا میشه و فکر می کنن قرار هست سخنرانی کنن ! البته بگذریم که بسیاری از دوستان هدفی به غیر از پرزنت کردن خودشون برای خانم ها و برعکس نداشتن طبیعی هست که یک سری بزرگنمایی های عجیب و غریب هم اینجا انجام بشه که بعضا اصلا واقعی نیست و بگذریم ...

با این حرفت کاملا موافق هستم که کسی گوش نمیده ، یعنی اصلا گوش نمیده فقط قطعاتی که خودش دوست داره رو گلچین می کنه برای مثال :

  1. من دارم میگم موفق هستم خدارو شکر این تجربیات منه :::: طرف میگه ما نیومدیم اینجا از شما بشنویم !! پس دقیقا از چی میخاد بشنوه از کتاب از جزوه ؟
  2. من دارم میگم و تاکید می کنم هدف من استارت آپ های حوزه سرویس و خدمات هست :::: طرف اومده میگه شما دارید سیاه نمایی می کنید من خودم الان Device طراحی کردم نیاز به سرمایه گذار دارم شما دروغگو هستید !!
  3. من دارم تاکید می کنم پروژه هایی که کلان میشن و موفق میشن روشون Zoom میشه و به مشکلات میخورن ::: طرف میگه اینجوری نیست وب سایت من که روزی 200 تا بازدید داشت دو هفته ای براش مجوز گرفتیم !! ( ورشکست شدیم )
  4. دارم میگم تلاش کنید ، صبر داشته باشید ، سختی باید بکشید ، پیگیر باشید ما روند درآمدی و رشدمون بعد از 4 سال بود ::: طرف میاد میگه شما در مورد موفق شدن چیزی نگفتید !!
  5. دارم میگم ما داریم طرح جهانی انجام میدیم که چون محدودیت در ایران هست در سطح جهانی نمیشه در ایران راه اندازی کرد :::: میگه نتیجه میگیریم باید از ایران بریم برای راه اندازی استارت آپ !!! نمیدونم یعنی ما این چند سال کجا بودیم ! یعنی دقیقا درک این مسئله رو نداره که چی رو باید گوش کنه

این دقیقا همون بحثی هست که ما داریم ، چرا گوش نمیدیم ، چرا مضمون اصلی رو نمیگیریم ! چرا به حاشیه ها فکر می کنیم ! چرا طرف بزرگنمایی می کنه ! متاسفانه این جو حاکم در ایران هست ، این مطلب خطاب به هیچ کاربر خاصی در وب سایت نبوده و کلی هست و مطلب فاجعه ای هست که در جامعه ما هست ! چندین نفر که پایه ثابت این رویداد هستن و انتظار حضورشون رو داشتم شاید به دلیل ترس و شاید به دلیل اینکه حسادت دارن و نمیدونن چجوری تخریب کنن حضور نداشتن و برای من خیلی جالب بود .

در اینکه جامعه بیماری داریم شک نکنید ، در اینکه میخایم دیگران رو تخریب کنیم شک نکنید ، در اینکه از موفقیت دیگران ناراحت می شیم شک نکنید ، در اینکه حسود هستیم شک نکنید ، در اینکه دنبال این هستیم غلط املایی از این مطلب بگیریم و اظهار وجود کنیم و بگیم مصلا رو اشتباه تایپی داشتی شک نکنید ، متاسفانه آمار زنده این قضیه رو ما داریم ، یه مثال میزنم براتون از بیشتر از 30 هزار کاربر وب سایت ITPRO چند نفر میان سئوال جواب میدن ؟ چند نفر مطلب میزارن ؟ چند نفر دوست دارن بگن این دانش رایگان مال شما ؟ ببینید داریم به چه فاجعه ای میرسیم که کمتر از 1 دهم درصد آدم با فرهنگ و تمدن واقعی پیدا میشه ...

واقعا تاکید دارم تحصیلات شعور و فرهنگ نمیاره ، مثالش رو مهندس عارف پور زد ! طرف میگه من MIT درس خوندم و 6 تا استارت آپ دارم و حاضر به سرمایه گذاری ؟ دنبال برنامه نویس PHP هم هست ! آخه پدرت خوب مادرت خوب ! تو یه دونه موفق داشته باش افتخار به تعداد استارت آپ نکن ! درست یاد بگیر با منی که سخنران هستم بحث کن نرو پشت سرم تو بین حضار حرف بزن و تخریب کن ! چرا چون میترسه جواب محکم بگیره ! اینها هست ... نمیشه کتمان کرد ... ما داریم راجع به اکثریت قریب اتفاق جوانها و البته مردم صحبت می کنیم اگر واقعا فکر می کنید مملکت گل و بلبل هست و همه جوانها خوب و سالم و پر انرژی و با فرهنگ هستن تشریف بیارید دفتر ITPRO فقط نیم ساعت میریم تا سر کوچه برمیگردم ببینید چند تا فحش ناموسی میشنوید ...

بحث در این خصوص زیاد هست ... فقط می تونم تاسف بخورم که وقتی میخای واقعیت رو بگی جریان کسی هستی که نمیخای همرنگ جماعت بشی و بهت توهین می کنن چون براشون تعریف نشده یه جا ساکت بشینن و گوش بدن و منطقی سئوال کنن ... بگذریم ...
author
nmaxi
نوید یحیی پور
17 ماه قبل
جناب عارف پور مطلبتون عالی بود، جناب نصیری پاسخ شما هم همینطور
این مطلبی که فرمودید "ما گوش نمیدیم" خیلی وقت بود ذهنمو درگیر کرده بود، غیر شبکه، یکمی هم روان شناسی اینا خوندم، این سوال که چرا ما گوش نمیدیم همیشه واسم یه دغدغه بود، الان شما مطرحش کردید نتونستم یه نظریه ای در موردش ننویسم.
دلایلی که من فکر می کنم جواب "چرا گوش نمیدیم" هستش:
1) کتاب نمی خونیم!!! چه ربطی داشت حالا؟! خیلی ربط داره، کسی که یه عمر کتاب خونده و داره می خونه، یعنی یه عمر گوش داده، نویسنده کتاب حرف زده! پس از لحاظ روانی طرف عادت کرده که به حرف های یکی که داره حرف می زنه با دقت گوش بده.
2) خود بزرگ پنداری و خود مهم پنداریمون!!! مگه ما خودبزرگ بینیم؟!! نه اصلا!! همیشه فکر می کنیم طرفی که داره حرف می زنه از ما کم هوش تر، کم عقل تر و کم سواد تر و کم تجربه تر و..... (کلاً هرچی که قبلش کم بیاد، اونا خصوصایت طرف مقابلمونه). این خصیصه رو می تونیم تو زندگی روزمره هم ببینیم: اونی که از پشت به ماشین جلویی که داره با سرعت مجاز رانندگی می کنه نور بالا میده، به صورت ناخودآگاه میگه: داداش من از تو مهمترم بکش کنار می خوام برم! این یه نمونش بود الان حضور ذهن ندارم

من نمیگم دلایلی که گفتم درسته، با عقل من اینا جور در میاد
author
farbod_rostamsolat
فربد رستم صولت
17 ماه قبل
حق با همه دوستان هست گوش نکردن و خودرا اوستا همه کاری دونستن این معضل رو بوجود اورده و ببین چقدر سطح شعور و فرهنگ پایینه
یکی از دوستان دوست من میگفت (اشنایی خیلی دور) که من یک اختراعی در زوریخ ثبت کردم و استادش در رابطه با اختراعش بهش گفته (مثل جمله اصلی ) “مردم تو انقدر لیاقت ندارن که بخوان اختراع تورو بخرن “
حالت اگر این فرد در ایران اختراعش رو ثبت میکرد به هدر نمیرفت
لامصب سنگ اندازی نمیکنن (این جمله استاد نصیری بنظر من او بزرگی که در واقعیت هست رو نشون نمیده )
میان بتن ریزی میکنن میزارنت توش
لپ چیزی که میخوام بگم
تا کسی به این نتیجه نرسه که نمیدونه و باید یاد بگیره و نادون هست نمیتونه پیشرفت کنه همون جمله اقا پویا و اقای نصیری
بعضی چیزا شعور میخواد
اگر میشه لطف کنید از اون نکاتی که در سخنرانیتون گفتید یک وویسی قرار بدید که ما بهره مند شیم

author
zman
محمد گورکانی زرندی
17 ماه قبل
سلام و درود بر itpro ای های محترم
امیدوارم افرادی که تو کار تخریب بودن کارشونو انجام داده باشن و خیالشون راحت شده باشه(چون اگه خیالشون راحت نشه دست بردار نیستن) و آقای نصیری عزیز هم این حرفا رو مثل یه حرفه ای از این گوش در و این گوش دروازه کنن و اصلا بهش فکر نکنن چون در کار و پیشرفت خلل ایجاد میشه.
چرا ایران پیشرفت نمی کنه دلایل زیادی داره و باید به خاطر این مطلب آسمون رو به ریسمون پیوند داد.
ولی خلاصه مطلب از تجربیات من که تا زمانی که شرکتم رو تعطیل نکرده بودم موفق بودم و الان هم دنبال راه اندازی مجدد هستم خدمتتون عرض کنم که :
1- عدم مطالعه با راندمان بالا و زمان کافی.
2- مدرک گرایی
3- عشق پشت میز نشینی به جای کارآفرینی (من خودم اجبارا یکی از همینا هستم حالا دلیلش کمی شخصیه واجباراش واقعیه)
4-سرمایه گذارهای رانتی
5-رانت گیری در انجام پروژه و اخذ با شرافت رشوه
6- نیاز به تخریب جهت بزرگنمایی و پرزنت شخصی (در حالی که باید دست رو زانوی خودش بزاره و کسی بشه دیگران رو میکشن پایین تا هم قد خودشون کنن)
*** یه نکته ای هست. به دلیل اخلاق ردیف 6 اتفاقا اکثرا گوش شنوای خوبی دارن و کلمه به کلمه هم جذب وجودشون میشه و اون کی اتفاق می افته:
وقتی از یکی دارین انتقاد می کنید همه فقط کله تکون میدن و بعد خودش هم نظریه پرداز میشه.
ولی حالا کافیه که بخوای از یه مطلب به دردبخور صحبت کنی افراد یادشون می افته که چقدر کار انجام نشده دارن و بعد همزمان میخوان هم گوش بدن هم کار کنن.
author
rasool1
rasool danesh
17 ماه قبل
سلام
تشکر از پویان خان بخاطر این بحث ، بعد از چند وقت یک بحث جوندار و خوب مطرح شد
هر چند من با پویان خان اختلاف سلیقه دارم و بازم توی متن تلنگری به من زدن اما اشکالی نداره و توی این مطلب با نظراتشون موافقم و از اساتید دیگه ای هم حرفهای خوبی خوندم و استفاده کردم .نمی دونم این بحث رو کوچیک و توی حوزه IT می خواین بررسی کنیم یا منظورتون در تمامی زندگی و در تک تک لحظات عمر ما ایرانی ها قراره بررسی و بحث بشه... هرچند نظرات دوستان خوب و کلی بود اما بازم رگه هایی IT توش دیده میشه اما به نظر من موضوع و بحث میتونه خیلی جامعتر و بزرگتر دیده بشه ....
به نظر من این یک مشکل کاملا فرهنگی است .از نوع تربیت و بزرگ شدن بچه ها و افراد جامعه گرفته تا معضلات اجتماعی و اقتصادی همه و همه توی این مشکل دخیل هستند
****** اول از همه بگم که مشکل دار ترین آدم این سایت و بحث و ایران خوده من هستم و اگر افرادی رو مثال میزنم ، همه اون دوستان و افراد بهتر از من هستن و من وفقط بخاطر این که خیلی بهتر از من بشن دارم انتقاد میکنم یا مثال میزنم******
توی تربیت و بزرگ شدن ما جاهایی بوده که ماها رو با بقیه بچه ها مقایسه کردن و از همون کوچیکی برای اینکه توی این مقایسه ها کم نیاریم و کم نباشیم یا اسباب بازی اون فرد مقابل رو خراب کردیم یا از لجش رفتیم و اون بچه رو گاز گرفتیم یا هولش دادیم یا زدیمش....
از کوچیکی بهمون یاد ندادن که با دیگران چطور رفتار کنیم و تربیت نشدیم که با خوشحالی دیگران خوشحال باشیم و از پیشرفت دیگران شاد باشیم و دست به دست هم برای پیشرفت خودمون و دیگران تلاش کنیم و کمک حال هم باشیم
به نظر من اگر این موضوع قراره جامع بررسی بشه ما از نبود افراد لایق و مدیران لایق داریم زجر میکشیم
مدیرانی که بتونن توی هر حوزه ای باشن ....
ما اگر توی بعضی از حوزه ها پیشرفت کردیم بخاطر مدیرانی خوب و لایق بوده....اگر توی حوزه هسته ای پیشرفت کردیم پدر و افراد خوبی داشتیم اگر توی حوزه موشکی پیشرفت کردیم پدر و مدیران خوبی توی این حوزه داشتیم ...نانو همینطور....
اما توی خیلی از حوزه ها مدیران لایقی نداریم.....
اما چرا مدیران لایق نداریم؟
توی کشورهای پیشرفته و جهان اول اگر بچه ای در شکم مادرش باشه به جرات میشه گفت که این بچه در 20 سالگی توی چه کار و سمتی است و چقدر توی حسابش پول است و چقدر درآمد داره....
و این نشان دهنده این است که اون شخص رو از بدو تولد براش برنامه دارن و برای اون سمت و کار تربیت میکنن .پس اگر قراره مدیر بشه یک مدیر تربیت میکنند و این کار سازمان یافته و درست انجام میشه
ایران و کشورهایی هم رده ما کشورهایی هستیم که از ضعف برنامه مدون و درست و کمبود مدیران درست و تربیت شده رنج میبریم....
کنار این ضعف برنامه و مدیریت بزارین مشکلات اجتماعی و اقتصادی رو و میشه اینی که الان هست
مشکل زمانی دردناکتر میشه که ببینیم که این مشکلات مثل یک چرخه به هم وصل هستند و ما روی هر نقطه ای دست میزاریم تا درستش کنیم میبینیم قبلی رو باید درست کنید و روی قبلی که دست میزاریم میبینیم یک عامل قبلی اون مشکل داره و همین جور که به عوامل قبلی بر میگردیم میبینیم که از جا و مشکی اولی سر درآوردیم و اصلا مشخص نمیشه که کدوم مشکل اصلی است و همه میشن مشکل اصلی و در هم تنیده و بهم مربوط شده....
به نظر من این مشکل باید بنیادی و اساسی و بصورت فرهنگی و در حد یک انقلاب فرهنگی باید درست بشه
شما توی هر نقطه ای دست میزاریم میبینیم ازین دست مشکلات وجود داره از حوزه ورزش و فوتبال و .... گرفته تا حوزه ماشین و خودرو تا حوزه it و موبایل تا حوزه سیاست تا حوزه بانکداری.... همه و همه به نحوی با مشکلاتی ازین دست درگیریم و تمامی چیزهایی که توی همه این حوزه ها مشترک است .نیروی انسانی و تربیت افراد و مدیران ......است
یادم میاد یک دوره ای که تیم ملی فوتبال حسابی گند زده بود عده ای این موضوع رو مطرح کرده بودن که بیاین تیم ملی رو کلا منحل کنیم و تیم امید و جوانان رو بزاریم تیم ملی تا لااقل توی بلند مدت به نتیجه برسیم و از این فضاحت در بیام و این یعنی یک انقلاب در فوتبال ...اون کار انجام نشد و هنوز هم ما مشکلات رو داریم و فعلا توی باد بردهای تیم ملی و کی روش خوابیدیم و وای بحال روزایی که این وضع برگرده و من مطمئنم این وضع بر میگرده چون کار اصولی و با برنامه ای پشت این فوتبال و تیم نیست و همه فعلا پشت یک مدیر خارجی قایم شدن.... خیلی ها اعتقاد دارن این کی روش است که فدراسیون رو میچرخونه و علی رغم دردناک بودن این حرف ، اما این حرف درسته و مدیران دلشون خوشه که جلو اسمشون سمت مدیریت است و پشت یک خارجی مخفی شدن و روزی که اوضاع برگرده همه میگن تقصیر همون خارجیه بوده ....
نمیدونم شاید توی همه حوزه ها این انقلاب و تغییر نسل لازم باشه....
شاید ماها باید دست به دست هم بدیم و جور مدیران و افراد نالایق رو بکشیم
شاید لازم باشه مدیران لایقی که میبینیم هستن اما نمیزارن کار کنند رو کمک کنیم
شاید لازمه خودمون آستین بالا بزنیم و خودمون کاری بکنیم تا از این اوضاع خارج بشیم
این رو میدونم که اگر قراره کاری انجام بشه از خودمون و خوده من و تک تک افراد جامعه باید انجام بشه
این جامعه رو تک تک افراد این جامعه میسازن و اگر تک تک افراد این جامعه درست بشن 100% اون جامعه درست میشه
حال بد جامعه ما بازتاب حال بد تک تک ماستو مطمئن هستم که همه ما درصد کمی از این حال بد هستیم (نمیدونم لازمه دوباره بگم از همه بدتر خود من هستم یا نه ، تا دوستان ناراحت نشن)
توی خلوت خودمون و شبها هنگام خواب اگر اندکی به این موضوع فکر کنیم و کلاهمون رو قاضی کنیم شاید حال بهتری داشته باشیم
دوتا خاطره دارم که شاید به درد این بحث بخوره
یک معلم شیمی داشتیم توی دبیرستان که ایشون 43 سال سابقه کار داشت و خیلی پیر بود اما چون کارش خوب بود آموزش و پرورش ولش نمیکرد
ایشون تعریف میکرد که در جوانی با چند تا مهندس آلمانی توی ایران دوست بوده و اون مهندسین توی ایران که کار میکردن و حقوق که میگرفتن حدود 10% حقوقشون رو اینجا نگه میداشتن و خرج میکردن و پسنداز میکردن و بقیه رو میفرستادن آلمان....
تعریف میکرد که از اونها پرسیدم که اون 90% پول حقوق رو کجا میفرستین ؟ برای خانواده و اقوام؟
گفته بودن نه .ما این پولها رو میفرستیم واسه دولت آلمان.چون آلمان توی جنگ جهانی دوم آسیبهای زیادی دیده و برای ساختن دوباره آلمان ما همه مردم آلمان آستین بالا زدیم و داریم برای آبادی آلمان تلاش میکنیم و حتی توی یک کشور خارجی جون میکنیم تا مملکتمون پیشرفت کنه .....این نوع تربیت اونها رو میرسونه و حالا تصور کنید ملتی که همچین تصوری دارن اگر توی اون ملت یکی بخواد پیشرفت کنه و بالا بیاد چه برخوردی میکنن باهاش ، آیا ملتی که همچین طرز فکری دارن میتونن چوب لای چرخ یک دانشمند یا مهندس بزارن
یک خاطره دیگه که شاید خودتون هم شنیده باشین اینه که توی یکی از خیابانهای ژاپن یک ماشین تویوتا که کمی خاکی و کثیف بوده پارک بوده و میبینن که یک نفر که از کنار ماشین داشته رد میشده یک دفعه ای آستین بالا میزنه و شروع میکنه ماشین رو تمیز کردن .... بعد از این که کارش تمام میشه و ماشین رو تمیز میکنه میبینن راهش رو داره میکشه و میره پی کارش و با تعجب بهش میگن که چرا با ماشینت نمیری و اون فرد میگه این ماشین که مال من نیست و با کمال تعجب میپرسن که اما شما الان کلی زحمت کشیدی و این ماشین رو تمیز کردین و اون فرد جواب میده که من کارگر کارخانه تویوتا هستم و این ماشین در کارخونه ای که من کار میکنم تولید میشه ....وقتی دیدم کثیفه دیدم این ماشین تبلیغات خوبی برای کارخونه ای که من توش کار میکنم نیست، پس ماشین رو تمیز کردم تا اگر کسی دید توی ناخداگاهش هم از کارخونه و محل کارم ناراحت نشه....
این تربیت و فرهنگ اون مردم و کشور رو میرسونه و مردمی با این تربیت و فرهنگ با دانشمندان و مهندسین و نخبهاشون چکار میکنند...
این جمله آخر رو اول خطاب به خودم و بعد به کسانی که دوست دارن بشنون میگم (دوستانی که دوست ندارن ، خوب نخونن یا نشون): همه و همه مشکلات خوده خوده ما هستیم و برای درست شدن باید و باید از خودمون شروع کنیم....
یا علی
کوچیک همتون "رسول"
مهر 96
author
hamideh_smi7
hamideh smi
17 ماه قبل
با سلام و عرض ادب خدمت همه ی شما دوستان و اساتید محترم.با نظرات همه موافق هستم.
بحث خیلی خوبیه. من هم به عنوان یک دانشجوی IT نظر خودم رو دراین زمینه مطرح میکنم.به نظر من دلایل عدم پیشرفت واقعی ایران موارد زیادی میتونه باشه :
و به نظر بنده هم پایه و اساسش از آموزش و پرورش افراد یک کشور هست که وقتی یک آجر رو کج بذاری تا آخر دیوار کج میره بالا.
  • وقتی که فردی به اجبار یک رشته ای رو در مدرسه انتخاب میکنه(چون خانواده اش فکرمیکنن کلاس داره فلان چیزو بخونه) این یعنی عدم شناخت توانایی ها و مهارت ها و عدم پیشرفت ایران در آینده
  • وقتی که افراد در دانشگاه اون رشته ای رو که دوست دارند قبول نمیشن و یا رشته ای رو که دوست ندارند قبول میشن این یعنی بی میلی به شغل آینده و عدم مسئولیت پذیری به اون شغل که نتیجه اش میشه عدم پیشرفت ایران.
  • وقتی دانشجو ها نسبت به کسب مهارت بی میل و بی تفاوت هستند (که یکی از اساتید اشاره کردند) یعنی مدرک گرایی و نمره گرایی و این یعنی عدم پیشرفت ایران
  • الاف بودن و بیکاری بین اکثر جوان ها و این یعنی عدم نوآوری و خلاقیت از جانب جوانان کشور برای اون کشور و نتیجه اش میشه عدم پیشرفت ایران (کاری به اقلیت نداریم...اونهایی که خیلی نخبه اند و خلاق)
  • مدیریت نامناسب در سازمان ها ی مختلف در کشور و مدیریتی که اصلا دانش و سواد کافی برای مدیریت یک مجموعه خیلی بزرگ رو نداره و با بند پ.پ یعنی (پول و پارتی) مدیریت میکنه این یعنی فاجــــعه...نتیجه اش میشه عدم پیشرفت ایران
  • از همه مهم تر اهمیت ندادن به جوانان و دستاوردها و ایده هاشون و دست به سر کردن اونها این یعنی عدم پیشرفت ایران
  • در کشورهای پیشرفته چندین سال برروی ایده های مختلف کار میشه و در نهایت میبینیم که در همین حوزه IT به عنوان یک تکنولوژی جدید توسط اونها در سرتاسر دنیا تولید میشه ولی توی ایران اگر همون تکنولوژی رو درست کنند فقط به به و چه چه میشه و اصلا به مرحله پیاده سازی ایده و تولید کردن نمیرسه با یه تندیس طرف رو راضی میکنن این یعنی عدم پیشرفت ایران
و خیلی از مسائل مختلف دیگه اگه بخوایم بررسی کنیم تا صبح طول میکشه...
لازم میدونم چندتا از صفات افراد رو هم که خودش به خودی خود موجب عدم پیشرفت ایران میشه رو هم بگم:
صفاتی مثله : حسد -بخل ورزی - ایده دزدی - زیراب دیگران را زدن - تخریب کردن دیگران برای نشون دادن سواد خودشون - عدم مسئولیت پذیری - بی فرهنگی - بی ادبی - به رخ کشیدن علم و دانش خودشون - پارتی بازی - خودنمایی کردن -بی عدالتی و....
+ (پرداختن به حاشیه های یک موضوع به جای اصل آن )
تمام این مسائل باعث میشه که ایران چندین سال عقب باشه و رشد نکنه و به نظر من هم خود افراد مسببش هستند.امیدوارم که بالاخره یه جایی این مسائل تموم بشه. برخی از افراد یه ذره شعور و شخصیت پیدا کنند و به خودشون بیان.

author
moin65
معین قربانی
17 ماه قبل
با سلام به همه itpro ایی ها
بنظر من جامعه ما خیلی ساله تو یه باتلاق عجیب عدم آگاهی و درک اجتمایی گرفتاره . متاسفانه سطح شعور در همه جا زیر خط فقر هستش . بخاطر پول و پست سازمانی همه جا زیر آب زنی وجود داره . این یک واقعیت هستش . نمیشه ازش فرار کرد . دوستان ITpro ایی که معلومات خودشونو دارن share میکنن . با قدرت پیش برن . این جماعت رو نمیشه تغییر داد . بهتر اینکه ذهن خودتونو درگیر این مسائل نکنید چیزی جز از دست رفتن انرژی و وقت رو دستتون نمیزاره . البته یه نکته رو نباید فراموش کنیم سایت واسه بولد شدن نیاز به رشد و توسعه در سایر ابعاد هم داره . مثلا از این دوستانی که تو این سایت زحمت می کشن مقاله میزارن چند تا از این مقاله ها بعنوان یه مقاله isi تو ژرنالهای معرف بچاپ رسیده . البته ماهیت این سایت برای افرادی چون من که کم تجربه هستن در بحثهای عملی شبکه خیلی مفید هستش . ممکنه اون کسانی که افراد دولتی هستن و مسئول رنک دادن به سایتهای داخلی از طرف دولت هستند اصلا از تکنولوژِی های IT سر در نیارن. و وقتی زخمت بچها رو ببیند اصلا بچشمشون نیاد ولی اگه فرضا این سایت جنبه اکادمیکی هم داشته باشه خیلی خیلی زود تر از وضعیت الان شاید به نتیجه برسه .
author
Behrooz Sirouszad
بهروز سیروس زاد
17 ماه قبل
  • من کل متن ها رو نخوندم ولی فقط و فقط تنها دلیل پیشرفت نکردن ایران در تمام زمینه ها رو یک چیز میدونم .اونم ثروت غنی و منابع زیاد ایرانه که در تاریخ سالیان سال دزد ها و استعمارگرا غارتگران متهاجمان فرهنگی و زالو های خونخوار داخلی خود ایران ,چشم طمع بهش دوختن و منابعش رو به تاراج و غارت بردن و نمیگزارند که ایرانیان چه از لحاظ فرهنگی و چه سطح زندگی پیشرفت کنند.دقیقا مثل مردم ثروتمند افریقا که روی معادن الماس زندگی میکنند ولی در انتهای فقر هستند.ولی کشور هایی که ثروتمند نیستند در حال پیشرفت چشمگیر هستند مثل کشور های جنوب شرق و شرق آسیا و اروپا و ژاپن...اونها یک صدم منابع نفت و گاز و معادن ایرانم ندارند ولی نگاه کنید سطح زندگی و رفاهی اونها و حتی فرهنگی و زندگی اجتماعی اونها در کجا قرار داره و ما کجائیم..*
author
محمد04
محمد مرآتی شیرازی
11 ماه قبل
مهندس عارف پور عزیز
اینکه ساعت 4 صبح یهو چشمم به تیتر شما خورد و با اینکه خوابم میومد نشستم تا آخرش رو خوندم اولا به خاطر قلم زیبای شما بود که بسیار گیرا نوشتین و بعد اینکه "جانا سخن از زبان ما می گویی"
البته بنده در مقام مقایسه با استاد نصیری نیستم به هیچ وجه اما من هم جزو این جامعه ابران هستم
سخنان شما بسیار شیوا و کامل بود اما اجازه می خوام چند مطلب رو هم بنده اضافه کنم
از دیگر مشکلات ما اینه که اگر کسی رو از خودمون بالاتر یا موفق تر میبینیم جای اینکه ازش یاد بگیریم و خودمونو بالا بکشیم دو برابر اون سعی و تلاش برای یاد گیری انرژی میزاریم تا اون شخص رو پایین بکشیم تا هم سطح ما بشه و هیچ وقت هم نهایتا موفق نمیشیم این کارو بکنیم
من تو مجموعه ای کار میکنم که تقریبا برند معروفیه و هر کسی اونجا هست تحصیل کرده و با سواده. همه تقریبا با بنده رابطه خوبی داشتن تا اینکه به انتخاب مدیران در سال 93 شدم کارشناس پشتیبانی برتر سال و در همایش سالانه به من جایزه دادن. از فردای اون روز من شدم چهره منفور سال :) یکی گفت پارتی داشته یکی گفت رفته التماس کرده تا جایی که مدیران داخلی هم از روش پایین آوردن اعتماد به نفس من استفاده می کردن و میگفتن پشتیبانی درآمدی واسه شرکت نداره و مهم بخش فروشه. یعنی منشی های محترم کال سنتر رو از بنده و همکارام بالاتر میدونستن تازه فرا تر هم رفته بودن میگفتن پشتیبانی همش هزینس واسه شرکت و انقدر نمیدونستن که اگه نرم افزار پشتیبانی قوی نداشته باشه کسی رایگان هم دانلود نمیکنه
مثال ملموس خودم رو زدم تا در تایید فرمایشات شما و دوستان بگم با تو سر کسی زدن خودمون پیشرفت نمی کنیم و بلکه پسرفت میکنیم

برای ارسال پست ابتدا به سایت وارد شوید

مطالب مرتبط

در حال دریافت اطلاعات

عضویت در

کانال تلگرام

توسینسو

دوره های پیشنهادی

تاپیک های پربازدید