درخواست های ارتباط
جستجو
لیست دوستان من
صندوق پیام
همه را دیدم
  • در حال دریافت لیست پیام ها
صندوق پیام
رویدادها
همه را دیدم
  • در حال دریافت لیست رویدادها
همه رویدادهای من
تخفیف های وب سایت
همه تخفیف ها

چگونه خود را مجبور به مطالعه و تمرین کنیم؟

نویسنده متن پست
پاسخ به این پست
author
سیدرضا بازیار
سیدرضا بازیار
1394/09/18 10:44:52
معمولا وقتی یه فرد به سمت برنامه نویسی میاد از روی علاقه و اشتیاق هست. اما متاسفانه با همون سرعت که یه برنامه نویسی علاقه مند میشه با همون سرعت هم بی علاقه میشه...

چیکار کنیم که علاقه خود را به برنامه نویسی از دست ندهیم؟
چرا به وجود این همه آموزش در اینترنت معمولا علاقه ای به مطالعه نداریم؟
چرا با وجود هزینه های زیاد برای خرید فیلم آموزشی و کتاب نمیتوانیم از آنها استفاده کنیم؟
چرا میانگین زمان مطالعه ما ایرانی ها از همه دنیا کمتر شده و همه به سمت شبکه های اجتماعی غیر تخصصی و غیر مفید روی آورده ایم؟

من قبلا روزانه بیشتر از ۱۲ ساعت مطالعه میکردم و فیلم آموزشی میدیدم اما الآن در روز حتی ۳ ساعت هم مطالعه مفید ندارم. دلیلش چیه؟

اگه ممکنه بگید با چه روشی میتونیم خودمون رو مجبور به مطالعه و مشاهده فیلم آموزشی کنیم؟ حداقل به اندازه زمانی که صرف فیلم دیدن و موبایل بازی میکنیم!!!
author
ali_z
علی زوار
41 ماه قبل
با سلام
اگر نظم و برنامه ریزی نداشته باشیم و به برنامه ریزی خود احترام نگذاریم و آنرا اجرا نکنیم هر روز تنبلتر از روز گذشته می شویم و در رسیدن به هدف اصلی برنامه بی انگیزه تر می شویم پس بعد از برنامه ریزی باید عینا آنرا اجرا کرده و زمان را باید مدیریت کرد.
موفق باشید
author
UNITY
محمد نصیری
41 ماه قبل
  1. هدفگذاری کنید برای رسیدن به مقصد ( حتما برای هدف خود Deadline تعریف کنید )
  2. برنامه ریزی کنید بصورت معقول ( حتی روزی یک ساعت هم کافی است )
  3. هر چیزی که یاد میگیرید را مکتوب کنید ( عادت کنید مکتوب کنید )
  4. هر چیزی که یاد میگیری را به اشتراک بگذارید ( در بین دوستان ، در اینترنت و ... )
  5. هر چیزی که یاد میگیرید را به دیگران آموزش دهید ( حتی به زور D: )
  6. هر چیزی که یاد میگیرید را سعی کنید به مادر بزرگ یا پدر بزرگ خود آموزش دهید
  7. بازی ها را بصورت کلی از روی کامپیوتر و گوشی حذف کنید ( هیچ چیز ارزشش بالاتر از زمان نیست )
  8. یادگیری را به عنوان یک بازی و مطالب را به عنوان امتیاز بازی در نظر بگیرید ( من با خودم در وب سایت رقابت دارم رو تعداد مطالبم )
  9. به جای اینکه بازی کنید با خودتان بگویید روزی یک بازی خلق می کنم ( چرا خودمون نتونیم تلگرام ، وایبر و فیسبوک خلق کنیم ؟ )
  10. اینکار را 40 روز ادامه دهید ( بعد از 40 روز دیگر نیازی به برنامه ریزی نیست )
ساعت و ذات بیولوژیک شما بعد از این 40 روز به نوعی اعتیاد یادگیری و یاد دادن دچار می شود که هرگز نمی توانید آن را ترک کنید و این اعتیاد همان نقطه پیشرفت همیشگی شما خواهد بود ... ITPRO باشید
author
k_yk1987
کمیل یوسفی کمالی
41 ماه قبل
روش شما در خصوص هر چیزی که یاد میگیرید را مکتوب کنید ( عادت کنید مکتوب کنید ) به چه صورت می باشد!؟
author
UNITY
محمد نصیری
41 ماه قبل
من همه چیز رو می نویسم ، تایپ می کنم و در وب سایت به اشتراک میگذارم ، کلا تا زمانیکه چیزی رو Share نکنم نمیگم یاد گرفتم ...
author
ehsan-0111
احسان
41 ماه قبل
ممنون اقای نصیری استفاده کردیم

ولی منظورتون از گزینه 6 چیه؟
6.هر چیزی که یاد میگیرید را سعی کنید به مادر بزرگ یا پدر بزرگ خود آموزش دهید.

مثلا من دارم درباره صفات جدید که در Css 3 و HTML 5 اضافه شده مطالعه و بررسی میکنم
حالا برم اونا رو به مادر بزرگم بگم!!!!!
زبونم مو در میاره تا بگم صفت یعنی چی!!!(پیر میشم!)
author
UNITY
محمد نصیری
41 ماه قبل
یعنی اینکه اینقدر باید خوب یک مطلب رو یاد بگیرید و درکش کنید که اگر مادربزرگ و پدربزرگ شما پرسید این چیه واضح براش توضیح بدید که درک کنه ، این یعنی عمق مطلب رو درک کردید ، من خودم میتونم CSS و HTML رو به مادربزرگم خوب یاد بدم ، فقط کافیه بگم مادربزرگ اون ساختمون رو میبینید اونجا ؟ اون ساختمون پی داره ، ستون داره ، نما داره ، پی میشه زبان برنامه نویسی که ما برای وب سایتمون می نویسیم ، ستون میشه HTML و نمای ساختمونم میشه CSS ... اون شیشه رنگیا CSS هستن ... الان متوجه شدید ؟ اینجوری همه چیز خوب درک میشه ...
author
سیدرضا بازیار
سیدرضا بازیار
41 ماه قبل
توضیحات عالی بود
اما باز هم از آموزش ها فراری هستیم. مثلا از صبح تا حالا ۶ ساعت هست که بیدار هستم و فقط ۱ ساعت رو فیلم آموزشی دیدم و ۵ ساعت در اینترنت وب گردی کردم و این یعنی اوج فرار از درس و تلف کردن عمر

هر کاری میکنم نمیتونم روزانه ۱۲ ساعت مطالعه مفید داشته باشم. همش خسته و بیخیال میشم (در حالی که قبلا بیش از ۱۲ ساعت هم مطالعه داشتم!)

نرم افزاری هست که بتونه بر اساس تقویم و ساعت به ساعت برنامه هامون رو به ما یادآوری کنه؟ (ترجیحا مک یا ویندوز فون)
بهترین مکان واسه تمرین و مطالعه کجاست؟ (بر اساس تجربه شما)
author
ali_z
علی زوار
41 ماه قبل
با سلام
دوست عزیز آقای سید رضا بازیار برای اینترنت هم یک وقت معین تعیین کنید و خود را ملزم به اجرای آن بکنید ولی یک نکته اساسی شما که می گویید خسته می شوم (با فرض علاقه کامل شما به مبحثی که می خواهید یاد بگیرید)بنظر من به تغذیه مغز اهمیت نمی دهید برای یاد گیری مطالب جدید مغز انسان انرژی فو ق العاده ای بصورت قندمصرف می کند و اگر تغذیه شما عادی باشد سریع خسته می شوید چون قند موجود بدن را مغز سریع می بلعد برای جلوگیری از این مورد قبل از مطالعه حداقل یک لیوان مایعات شیرین و هنگام مطالعه هم اگر احساس کردید خسته می شوید دوباره مایعات شیرین میل کنید (سریعترین روش تغذیه برای مغز فقط مایعات شیرین می باشدکه سریع قند را به مغز می رساند) با این کار یا خسته نمی شوید و یا کمتر خسته می شوید.برای مایعات شیرین هم آبمیوه طبیعی از همه بهتر است و بعد از آن می توان از آب قند معمولی یا شربت آبلیمو استفاده کرد و اگر به جای شکر از شیره انگور و یا شیره خرما و یا عسل استفاده شود بهتر است و شیرینی آنهم کم باشد باز بهتر است.
موفق باشید.
author
prober
41 ماه قبل
آقای بازیار عزیز به نظر میرسه شما توی اون نکته اول جناب نصیری گیر کردین. من از حرف های شما حس می کنم هدفتون مشخص نیست سردرگم توی اینترنت می چرخید. کسی که به یه موضوع علاقه داره یا دنبال رسیدن به یه هدف خاص هست اینترنت و انجمن ها و گروه هاا رو زیر و رو می کنه تا به گمشده اش برسه منظورم نقطه گیر هدف هست .
روی هدفتون فکر کنین هدفتون رو با راه رسیدن به هدف اشتباه نگیرید. مثلا هدفتون این نباشه که سی شارپ یاد بگیرید یا متخصص طراحی وب بشید. هدفتون مثلا باید این باشه که به قول آقای نصیری یه بازی بسازید بی نظیر. یه نرم افزاری بسازید که نیاز یه قشر خاص رو برطرف کنه یا یه قابلیت جدید نسبت به نرم افزارهای موجود داشته باشه. یا مثلا یه کتاب در زمینه تخصصی مورد علاقتون بنویسید و ....
author
L.o.L.o
امید مرادپور
41 ماه قبل
خب من وقتی میخوام چیزی رو یاد بگیرم حتما شروع میکنم نوشتنش با قلمو خودکار تایپ یکم فراره ولی روی کاغذ حرف نداره شاید خیلی مواقع کاغذا رو دور بندازم ولی یه تصویر از همون برگه توی ذهنم ثبت میشه و میدونم توی فلان صفحه فلان دستور رو چطور نوشتم .
روش دیگه ای که من خودم رو مجبور میکنم به انجام کاری شلوغ کرذنه یعنی چی؟؟
خب مثال میزنم من چند وقت پیش داشتم روی نوشتن یه ویروس همه کاره زور میزدم شاید خیلیا بگن دیوانه ای و کار بیخودی میکنی ولی هدف من ساخت خود ویروس نبود و استفاده از اون هدف من مسائلی بود که در طی رسیدن به این هدفم از اونها استفاده میکردم مثلا برای تست ویروسم نیاز داشتم روی خیلی از انتی ویروس ها تستو برسیش کنم پس مطالب خوب یاد گرفتم در باره توانایی و نقطه ضعف های انتی ویروس ها یا در باره خروج اطلاعات از سیستم طوری یاد گرفتم که ویروسم با اینکه روی سیستم فایروال هم نصب بود باز هم اطلاعات رو خارج میکرد بدون هیچ حلب توجهی
سرتونو درد نیارم خلاصه مطلبم اینه که مستقیم نرو طرف یه مبحث علمی و کاربردی یه هدفی رو برای خودت پیدا کن برای رسیدن به اون هدف باید اون مطلبا رو یاد بگیری!
مثلا بازم من خواستم اسکیو ال یاد بگیرم رفتم یه برنامه پایگاه داده نوشتم با یکی از زبونای برنامه نویسی و در کنارش چون احساس نیاز میکردم به اسکیو ال یادش گرفتم اما مطمئنم اگر مستقیم میرفتم کتاب پایگاه داده میخوندم به خاطر خسته کننده بودن مطالب زود فراموشم میشد و علاقم از دست میرفت
یا هزاران مثال دیگه
من هیچ روزی توی زندگیم نبوده که بدون هدف برای رسیدن به چیزی نباشم شاید به اون هدف اصلی نرسم ولی در طول مسیر رسیدن مطالب زیادی یاد گرفتم.
راه حل دیگه ای که برای تشویق خودم داشتم این بود که اتاقم رو شلوغ کنم روی طرحی کار میکردم جداول پایگه دادش رو روی کاغذ میکشدم با چسب میچسبوندم دیوار اتاقم طوری که هر کی میومد میدید میگفت دیونه شدی!
به هر حال این تجربه و روش من بود گفتم شاید برای شما هم بکار بیاد !
یا علی
author
alivarzeshi
علی ورزشی
21 ماه قبل
سلام دوست عزیز
من یه نقدی به یکی از مورد هایی که توسط اقای نصیری بیان شد داشتم
ایشون گفتن که بازی ها رو از روی کامپیوتر حذف کنید تا وقت بیشتری برای این کار داشته باشید که مطالعه کنید
خب ایشون حذف خیلی درستی زدن ولی برای وضعیت فعلی شما می تونه عکس این باشه . یعنی چی ؟
ببین شما وقتی مثلا داری کانتر بازی می کنی یا مثلا هر بازی دیگه ایی مثلا انگری بردز کلش یا ... سوای از لذت بازی می تونی مفاهیم و منطق برنامه نویسی رو حتی تو اون بازی به راحتی برای خودت پیاده کنی . خب مثلا من یه ارایه ایی داشتم برای درس شی گرایی تو برنامه نویسی پیشرفته که بیام مثلا یه بازی رو تحلیل کنم و اون بازی مثا انگری برزد بود . خب وقتی سطحی نگا می کنی شاید به ظاهر چیزی نداشته باشه ولی وقتی یه مقدار فنی تر به قضیه نگا کنی میبینی که خیلی از مفاهیم رو حتی قشنگ تر از زمانی که داری مطالعه می کنی متوجه میشی . مثلا وراثت تو بین پرندگان یا اسلحه ها حتی نوع اسلحه یا نوع تخریب یا دوشمن و دوست . خوب اینا خودش کلی حرف داره برای پیاده سازی و تحلیل . به نظرم شما معکوس عمل کن تو این زمینه و ببین علاقه ات زیاد میشه یا نه . یا حتی ما تو کلاس خودمون بازی کانتر رو تحلیل می کردیم . سر کلاس بازی می کردیم و کلی هم حال می کردیم چون واقعا برای یه ترم دومی بخوای همچین مباحثی رو مطرح کنی تو عرض 4 ماه و یه پروزه هم روش بیاد و امتحان داشته باشی دیگه مصیبت پشت مصیبت . اینا تکنیک هایی هست که می تونی انگیزتو نسب به یه موضوعی ارتقا بدی . یا مثلا بیا یه طراحی ساده با Html css برای خودت انجام بده . مثلا یه صفحه منچ یا نرد یا شطرنج طراحی کن . متناسب با اون کد هایی که زدی میبینی که اول خب اینی که من زدم ایا روش بهتری هم داره و بعدش به این نتیجه میرسی که برای کاری که داری می کنی یه سری فریم ورک های دیگه ایی هم هست که می تونی تو این زمینه استفاده کنی برای این که اون کثیف کاری هایی که مثلا تو کد هات داشتی رو بتونی کمتر کنی یا حتی بهتر کنی . از طرفی حرف جناب نصیری هم اون قسمت دومش که گفتن می تونی به راحتی به بقیه توضیح بدی حتی به مادربزرگت هم میسر میشه . به خاطر این که کثیف کاری رو کردی و به این نتیجه رسیدی که الان دیگه وقتشه که برن دنبال بهترین ها و بهینه ترین ها . از طرفی تو این مسیر اومدی همه حالت ها رو هم مثلا برای یه زبان یا یه فریم ورک در نظر گرفتی و تست کردی خوب به راحتی می تونی با بقیه اون تجربتو به اشتراک بزاری یا قبول می کنن و استفاده می کنن و خیرش رو میبری یا باهات بحث می کنن و تو هم در کنارش از تجربیات بقیه استفاده می کنی و بازم به نفعت هست . خوب همین به اشتراک گذاری تجربیات مخصا تو قالب یه package ایی یا مقاله ایی می تونه کلی Feedback برات داشته باشه . چه مثبت چه منفی ولی به هر حال شما در جریانی و متوقف نشدی و داری کارت رو انجام میدی و به مرور متناسب با اموزش هایی که مطرح میشه وFeedback هایی که میگیری از جنبه های مختلف می تونی روش کارت رو توسعه بدی و اونا رو با بقیه برنامه نویسا به اشتراک بزاری .

کل حرفم از صبحت های بالا این بود که مطالعه صرف شما به رو هیچ حایی نمیرسونه . مثلا الان خودم بالغ بر چند ماهه دارم روی یه مطلبی کار می کنم که به این منیجه رسیدم اول کثیف کاری نیازه تا قشنگ نیازش رو بتونم درک کنم وگر نه صرف این باشه که بریم یه مقاله ایی بخونیم و ببالیم به این که یه چی یاد گرفتیم یه توهمی بیش نسیت .
author
wisemadguy
پویان عارف پور
21 ماه قبل
راستش علی جان عنوان ، بدنه متن شما و نتیجه گیری و موضوع اولیه زیاد ارتباطی نداشتن ... فکر کنم خیلی خوب هدفتون بیان نشد ارتباط بازی و مطالعه و روند بازیها با فیدبک که گفتین و اینکه در نهایت هیچکدومه اینا مهم نیست و باید دونست مطالعه صرف راه به جایی نمی بره . من که سر در نیاوردم چی شد و مطلب در مورد چی بود ولی ممنون از به اشتراک گذاشتن تجربه ها
author
alivarzeshi
علی ورزشی
21 ماه قبل
من بیشتر هدفم روی بخش های دوم و سوم سوال شما بود . اگه شما صرف دیدن فیلم های اموزشی بخواید تایمتون رو بگذرونید مسلما هیج نفعی به حال شما نداره . ولی اگه صرف این باشه که از اموزش هایی که دیدن برید تو گیت هاب و مثلا با Package ها و فید بک هایی که دادن اشنا بشید متوجه میشید که ذات این Package ها برای توسعه هست نه برای ارشیو کردن . این از بخش دوم صحبت هام بود . بخش اول هم یه تکنیکی بود برای این که بتونی مباحث رو تو یه سبک دیگه درک کنی . حالا این سبک می تونه یه بازی باشه می تونه یا برنامه تجاری باشه می تونه هم اصلا ربطی به برنامه نویسی نداشته باشه و خودت سعی کنی ربطش بدی . این جوری مسلما کمبود ها رو احساس می کنی و علاقت هم به مرور برای یادگیری به مراتب افزایش پیدا می کنه . اره شاید ربطی نداشته باشه ولی در اخرش گفتم که باید درجریان یه کاری قرار بگیری که بتونی نیازهاتو متوجه بشی که علاثه ایی که داری از بین نره . همین احساس نیاز کردن خودش می تونه کافی باشه برای این که بتونی تو بحث ها شرکت کنی بتونی یه پروزه رو گسترش بدی . بتونی با بقیه سر مشکلاتی که مثلا تو پیاده سازی دارن صحبت کنی و برای اون مشکل بهترین راه حل رو پیدا کنی . خوب اینا خودش میشه انگیزه . اون بخش اخری هم که گفتم کثیف کاری منظورم بیشتر سمت کد زنی هست . این که بتونی اصلا یه پروزه رو تو بدترین حالتش پیاده سازی کنی بعد به مرور مشکلاتش رو بر طرف کنی یا چیزایی رو که یاد میگیری روی همون پروزه بیاری بالا . این بی علاقگی که شما گفتی به خاطر این هست که خیلی ها نقشه راه هو شاید مثل من تو یه چاهایی به اشتباه رفته باشن . مثلا هی از این زبان به اون زبان سوییچ کنن برای این که الان این بازاش تو ایران داغه یا خیلی از مسایل دیگه . یا می تونه از این باشه که من بشینم تو روز کلی مقاله بخونم و اخر شب دریغ از پیاده سازی یه بخش از محتواهایی که خوندم تو قالب یه پروزه هر چند ساده . به مرور که این قدر حجم خوندنی ها زیاد میشه اون شخص متوجه میشه که مثلا فلان سناریو رو نمی تونه تو اون موضوع تحلیل کنه و در صورتی که کلی وقت گذاشته و اخرش هم براش چیزی نداشته . صرف مطلاعه محض نیازی به توضیحی نداره که بخوایم بازش کنیم .

تو منابع اموزشی هم که شما ذکر کردی دلیلش به خاطر همین هست که اموزش محور میرن جلو و تحلیل محور پیش نمیرن . مثلا طرف که اموزش سی شارپ داره بیاد یه بازی رو تحلیلش رو هم در قالب یه Package برای فروش بزاره . ببین چه قدر استقبال میشه از این موضوع . به خاطر این که شما در اخر هر چی که یاد میگیری به لهجه خودت قراره تو کد بیاریش نه . حالا این که سعی کنی این لهجه برای به اشتراک گذاری با بقیه یا توسعه ساده تر و روون تر باشه مسلما علاقه بیشتری پیدا می کنی که بتونی موضوعات دیگه ایی رو طبق لهجه ایی که یاد گرفتی پیش ببری . حالا الانم تو پست بعدی میگی لهجه چه ربطی داشت :D


برای ارسال پست ابتدا به سایت وارد شوید

مطالب مرتبط

در حال دریافت اطلاعات

عضویت در

کانال تلگرام

توسینسو

دوره های پیشنهادی

تاپیک های پربازدید