در توسینسو تدریس کنید

و

با دانش خود درآمد کسب کنید

چرا دیگر مدرک دانشگاهی ارزش ندارد ؟

به جرات میگم که موفقیت من از زمانی شروع شد که تصمیم گرفتم دانشگاه و درس رو نیمچه نیمه رها کنم و بچسبم به تخصص و یادگیری مباحث فنی و عملیاتی ، به قول یه بنده خدایی که میگفت هیچوقت نذاشتم دانشگاه جلوی یادگیریم رو بگیره . بحث امروز من اینه که چرا دیگه مدرک دانشگاهی اونقدر ارزش نداره ؟ یعنی اینکه طرف میگه لیسانسه هست ! فوق لیسانس هست و ... اونقدر جذابیت سابق رو نداره و میخایم این بحث رو خیلی داغش کنیم لطف در ادامه نظراتتون رو بگید . خوب یه زمانی بود وقتی میگفتیم دانشگاه و کنکور ، رنگ بدنمون سفید میشد ، هیچوقت یادم نمیره مثلا قبول شدن توی دانشگاه آزاد کرد یا قزوین جزو افتخارات محسوب میشد ! اگه یکی دانشگاه دولتی قبول می شد یعنی دیگه قول مرحله دهم رو کشته بود ! البته بحث کلاس گذاشتن نیست من رتبه 185 کنکور رشته های فنی و حرفه ای ( کامپیوتر ) تو کشور شدم و دانشگاه ملی قزوین درس خوندم که مثلا جزو افتخارات هست ! هر چند کاری ندارم که فقط کاردانیم 5 سال طول کشید و آخرشم با معدل 12 و 11 صدم فارغ شدم ! شاید باورتون نشه ولی یکی از آرزوهای من استاد دانشگاه شدن بود ! عاشق تدریس بودم ! بگذریم یعنی میخام این رو بگم که اونقدر ورود به دانشگاه سخت و عجیب و غریب بود که کسیکه وارد میشد یه اعتبار خاصی تو فامیل پیدا می کرد و یه جورهایی چشم و همچشمی حساب می شد که بچه فلانی کجا رفته دانشگاه و درس خونده و مثلا اگر می گفتن طرف دانشجو هست خیلی با کلاس بود .

این تا زمانی بود که تعداد دانشگاه های ما هنوز کم بود تا اینکه کم کم دانشگاه آزاد تو هر سوراخ سمبه ای که دید یه دانشگاه زد ! از کویر مرنجاب گرفته تا ایلخچی تبریز هر آپارتمان خالی که میدید رو تبدیل به دانشگاه می کرد ! یعنی قشنگ مشخص بود که آپارتمان مثلا 6 طبقه رو کردن دانشگاه ! بعد شروع کرد دانشگاه آزاد شعبه های سما رو راه اندازی کرد که مثلا جدا از دانشگاه آزاد بودن و عین مدرسه کلاس های مردونه زنونه جدا بود ! بعد شروع شد تب دانشگاه غیرانتفاعی بالا گرفت ! عین مور و ملخ دانشگاه غیر انتفاعی راه اندازی شد ! اینها تازه خوبهای ماجرا بود تا اینکه شاهکاری به نام دانشگاه جامع علمی و کاربردی دست به ابتکار زد و اساسا رنگ قهوه ای رو پاشید روی هر چی دانشگاه و مدرکش هست !! البته این رو بگم هدفش خیر بودااا ! یعنی هدف همه اینها خیر بوده هااااا !!! همشون میخواستن متخصص برای جامعه بدن بیرون ! به خدا مدیونید اگر فکر کنید دانشگاه زدن پول خوبی داره ! آخه استاد حق التدریس ساعت 7 هزار تومن و شهریه ثابت 400 هزار تومن برای هر ترم مگه پولی برای دانشگاه ها داره که بخان روش تمرکز کنن نه ؟

دانشگاه علمی کاربردی مثلا اومد که علمی و کاربردی باشه !! یعنی تو هر زمینه ای تخصصی کار کنه و افراد رو آماده کنه که بتونن وارد بازار کار بشن ! این شد دیگه نور علی نوووررر !!! دانشگاه دیگه آپارتمان هم نمیخاست ! هر کارخونه ای یه شعبه دانشگاه میزد برای خودش ! مثلا دانشگاه جامع علمی و کاربردی شعبه پشمک حاج عبدالله در رشته چگونه پشمک حاج عبدالله را با طعم سوسیس بندری درست کنیم رشته می داد بیرون ! حالا این محض شوخی بود ولی خوب لیست رشته ها رو که نگاه کنید متوجه میشید چه خبر هست ! اما باز هم اینجا مشکلی نبود ! اگر ذره ای سواد به این افراد یاد می دادن دلم نمیسوخت ! متاسفانه به نام علمی و کاربردی یه دفعه چند صد دانشگاه در کشور تولید شد ! هیچکس نپرسید از کجا مدرس میخاین بیارید ؟ آهاااا ! از دانشگاه آزاد و دولتی فارغ التحصیل هاش رو بر می داریم میاریم علمی کاربردی تدریس کنن ! یعنی فکر کن کسی که خودش زندگیش تو تئوری بوده رو بر می دارن بیاد تو رشته فنی تدریس کنه و بگذریم ... این شد که ما کم کم به جایی رسیدیم که این روزها می بینید .

مقایسه تعداد دانشگاه های ایران و جهان

تصویر بالا رو دیدید !!! متوجه فاجعه شدید ؟ ما از چین و آمریکا هم الان بیشتر دانشگاه داریم ! این یعنی اینکه کلا شدیم مدرک فروش تو ایران ! دیگه تخصص ارزشی نداره ! افراد رو به زور میاریم دانشگاه یه مدرک بهشون بفروشیم که آخرش بیان راننده تاکسی بشن چون کار مرتبط نیست براشون ! افراد رو میاریم به زور مدرک به خوردشون میدیم مثلا تو زمینه امنیت اطلاعات بعد میاد تو بازار کار میبینه هیچ شباهتی به اون چیزی نداره که توی دانشگاه به خوردش دادن ! اشخاص ( واژه استاد خیلی محترمه متاسفم که خیلی ها مجبورن به این افراد بگن استاد ) رو میارن ساعتی 5 تا 7 هزار تومن بهشون حق التدریس میدن که تو دانشگاهشون تدریس کنه ! طرف دل میسوزونه ؟ اصلا کسی که کار بلد هست با این مبلغ میاد تو دانشگاه تدریس کنه ؟ نتیجه این میشه که لیسانس و فوق لیسانسی داریم که روشون نمیشه برن سر کار چون 6 سال درس نخوندن که بشن نگهبان ! 6 سال درس نخوندن که بشن کارگر ! ولی در نهایت مجبورن که اینکار رو بکنن چون خواسته بازار هست ...

یکی از دوستان گفتن که شما چون خودت آکادمیک نبودی اینجوری موضع می گیری در برابر آکادمیک ها و دشمنی داری باهاشون ! خوب یه مقدار حق میدم بهش ! یکی دیگه از دوستان گفت شما چون خودت ادامه تحصیل ندادی نمی تونی نظر بدی تو این قضیه ! اون هم حق باهاشه ! اما خوب چند تا چیز رو عنوان می کنم و بعد نظرات شما رو میشنویم در ادامه ، من رتبه 185 کنکور شدم ! رتبه یک دانشگاهمون بودم که فیزیک ، زبان و چند تا درس دیگه رو به خاطر رتبه بالام پیش نخوردم ! یعنی رتبه یک دانشگاه بودم در بدو ورود ! ولی تصمیم گرفتم ادامه ندم و برم سراغ تخصص ! به هر حال مدرک فوق دیپلمم رو گرفتم و با هر معدلی الان بهم میگن کاردانی داری ! سه بار کارشناسی ثبت نام کردم هم کنکوری و هم غیرکنکوری و وارد دانشگاه شدم و همون ترم اول با دیدن بیسوادی مدرسین و چرت و پرت هایی که به خورد دانشجوها میدادن و من نمیتونستم تحمل کنم ! یکبار اخراج و دو بار انصراف دادم از تحصیل و تصمیم گرفتم توی همین مجموعه توسینسو یه دانشگاه بدون مدرک و فقط برای تخصص راه اندازی کنم ... کلام آخر اینکه کشور لوله کش میخاد ، تعمیرکار میخاد ، گچکار میخاد و ... همه قرار نیست مهندس بشن ... همه قرار نیست دکتر بشن

  • پانوشت : لطفا بحث اون چند ده تا دانشگاهی که تو ایران حالا از اول بودن و هستن و بالاخره درجه علمیشون متفاوت هست رو تو بحث کلی قضیه وارد نکنید ، یعنی الان نیاید بگید دانشگاه شریف اله ! دانشگاه امیرکبیر بله ! دانشگاه خواجه نصیر و ... من دارم در مورد 2800 تا دانشگاه صحبت می کنم که کل اینها 10 درصدش هم در بهترین شرایط نیست ... در عین حال یه 2 درصدی هم از اساتید دانشگاه ها هستن که واقعا باسواد هستن و از روی دلسوزی میان تدریس می کنن نه نیاز مالی ، اونها رو هم سوا می کنم ... موفق باشید

نویسنده : محمد نصیری

منبع : جزیره تحصیلات آکادمیک وب سایت توسینسو

هرگونه نشر و کپی برداری بدون ذکر منبع و نام نویسنده دارای اشکال اخلاقی است

#مدرک_دانشگاهی #دانشگاه_در_ایران #مقایسه_مدرک_دانشگاهی_و_تخصصی #مقایسه_مدارک_دانشگاهی_و_تخصصی #بی_ارزش_شدن_مدارک_دانشگاهی #مدارک_دانشگاهی #مدرک_دانشگاهی_بهتر_است_یا_تخصصی #ارزش_مدارک_دانشگاهی
19 نظر
محمد برخی

جناب نصیری عزیز

سلام

با نظر شما که "مدرک دانشگاهی ارزش ندراد" کاملا موافقم به ویژه در شرایط امروز... اما نکته ای که رو باید در نظر بگیریم اینه که خیلی از مهارتها در رشته های مختلف صرفا از طریق آموزش آکادمیک قابل یادگیری هستن. احساس میکنم شما این متن رو تحت تاثیر رشته و فضای کاری خودتون نوشتید که کاملا هم درسته... در زمینه علوم کامپیوتر، واقعا تو خیلی از قسمت ها میشه با گذروندن دوره های کوتاه مدت، مهارت کسب کرد و وارد محیط های کسب و کار شد. بد نیست حالا که به دانشگاه علمی کاربردی اشاره کردید، با توجه به تجربه همکاری که داشتم خدمتتون عرض کنم که هدف از تاسیس این دانشگاه برگزاری همین دوره ها و اصولا پرورش تکنسین بود. قطعا تایید میکنید که در محیط های کاری جامعه ما خلا وجود تکنسین به شدت احساس میشه. نیروهای کار ما یا کارگرن یا مهندس... درصورتی که این وسط وجود تکنسین از ضروریاته... اما از اونجایی که فرهنگ کار هم مثل باقی جنبه ها در جامعه ما میلنگه حتی خود کارفرما هم حاضر نیست به این موضوع تن بده و نتیجه این میشه که یا کارگر با آزمون و خطا جای تکنسین رو پر میکنه یا کارشناس ها به داشتن شغلی در سطح تکنسین و کارگری تن میدن (که البته با شرایط جامعه ما این موضوع اجتناب ناپذیره).... دانشگاه و به ویژه دانشگاه علمی کاربردی از وقتی به ابتذال کشیده شد که نیاز به مدرک از جانب کارفرما مورد تایید قرار گرفت و بنابراین ما نیاز به مارکت فروش مدرک پیدا کردیم وگرنه از سال های دور افراد زیادی رو میتونم خدمتتون معرفی کنم که جزو بهترین تکنسین ها در صنعت هستن و موفقیتشون رو هم مدیون اول تلاش خودشون و دوم آموزش های مهارتی در دانشگاه علمی کاربردی هستن؛ چون مباحث پایه مربوط به کار رو در دانشگاه و از طریق متخصصین شاغل در اون صنعت یاد گرفتن و با چشم باز و آگاهی وارد کار شدن.

از طرفی وقتی فروش مدرک شروع شد ما شاهد حضور مدرسانی بودیم که بدون داشتن تجربه کاری وارد این عرصه شدن (که خیلی از اونها هم از سر ناچاری و بیکاری بود) و شد آنچه نباید میشد.

کوتاه سخن اینکه به هر شکل ما هم نیاز به تربیت متخصص (کارشناس و تکنسین) داریم و هم نیاز داریم که محقق پرورش بدیم. در بعضی از رشته ها با دانشگاه و در بعضی هم بدون دانشگاه میشه به این هدف رسید... نفی مطلق ممکن نیست...

برقرار باشید

محمد نصیری

با حرفهای شما موافقم و قطعا وقتی دارم میگم تخصص من در مورد پزشکی و مثلا رشته هایی از این دست منظورم نیست که الزامش این هست که به دانشگاه درست و حسابی باید رفت ، طبیعتا دانشگاه های درپیتی هم چنین رشته هایی ندارند و توی پانوشت تاکید کردم ، متاسفانه تو مملکت ما همه چیز با اسم خوب شروع میشه و بعد گند میزنن داخلش ، روزهای اولی که علمی کاربردی رشته ها رو معرفی کرد من که ذوغ کردم ! کارشناسی امنیت اطلاعات و ارتباطات ! سریع رفتم کنکور دادم و ثبت نام کردم و قبول شدم و بعد رفتم سر کلاس دیدم طرف داره مشق شب میگه ! طرف اومد رسما سر کلاس گفت نفری 250 میگیرم نمره بین 14 تا 17 میدم ! طرف رسما میگفت کلاس خصوصی بیاین ! و ... میگم همه چیز به ابتذال کشیده شد .

هادی صارمی

سلام

من هم هم عقیده شما هستم خیلی از دانشگاه ها همینطوری من کارشناسی دارم اما چه فایده وقتی رفتم سرکار بهم میگفتن میکروتیک گفتم هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا میگفتن سیسکو هاااااااااااااااااااااااااااااااا مجازی سازی هاااااااااااااااااااااااااااااااااا و هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا زیادی ایجاد شد تا اینکه کم کم به صورت خود آموز یاد گرفتم .

مهدی عادلی فر

سلام به مهندس نصیری و بقیه دوستان و تشکر از این بحثی که راه اندازی شد.

نظرات جالبی در مورد دانشگاه هایی مانند علمی کاربردی و سما داده شد. ولی بنده می خوام از یه نظر دیگه به دانشگاه نگاه بکنم و اون از نظر مدارک فوق لیسانس یا دکتری و بیشتر برای دانشگاه های سطح بالای کشور هستش. متاسفانه مشکلی که توی دانشگاه های سطح بالای کشور به وجود اومده اینه که توی این دانشگاه ها هم دانشجو برای ورود به صنعت تربیت نمیشه. ببینید به نظر من دانشگاه باید برای پیشرفت کشور تلاش کنه و متخصص تربیت کنه. اما در سیستم آموزشی کشور ما اصلا این قضیه وجود نداره. توی کشور ما و دانشگاه های قوی بیشتر دانشجو رو تربیت می کنن که به درد پژوهشکده های خارجی بخوره. نمیشه گفت که این کار در کل خوب نیست ولی قطعا برای کشور ما خوب نیست. توی دانشگاه های سطح بالا و در مقاطع ارشد و دکتری فقط یک کلمه برای دانشجو تعریف شده. "مقاله". یعنی این که دانشجو ها مانند برده هایی برای استاد ها هستن که استادها به اونا فشار بیارن و صبح و شب مقاله های قبلی رو بخونن و تلاش کنن تا بتونن یک یا چند مقاله توی ژورنال ها و کنفرانس های معتبر چاپ کنن. این یعنی تئوری محض. از طرفی هم ارزش دانشجو ها و اساتید رو هم با تعداد مقاله ها و اعتبار مقاله ها اندازه می گیرند. خب طبیعتا دانشجوهای این چنینی هم در نهایت استاد میشن و از دانشجو هاشون مقاله می خوان و این loop ادامه پیدا میکنه. یادمه توی دانشگاه امیرکبیر توی جلسه دفاع پایان نامه یکی از دانشجو ها بودیم که یک پلتفرم پردازشی پیاده سازی کرده بود که از پتانسیل پردازشی دستگاه های موبایل توی یه محیط استفاده کرده بود که بتونه پردازش های سنگین رو انجام بده. از نظر من و دوستام کار واقعا قوی ای انجام داده بود ولی اساتید داورش بهش گفتن که کار شما اهمیتی نداره چون از توش مقاله در نمیاد و شما فقط کار مهندسی کردین. ببینید ما توی این کشور مقاله های دانشگاهی زیادی داریم و توی این زمینه واقعا جزء برترین ها توی دنیا هستیم. ولی این مقاله ها تولید علم می کنن که ازش استفاده بشه. ولی توی شرکت های خارجی استفاده میشه و توی کشور خودمون از این تئوری ها استفاده نمیشه چون دانشگاه ها برای عملی کردن این تئوری ها ارزشی قایل نیستن.

محمد حسن پزشکیان

مطلب فوق العاده ای بود

اینکه مدرک گرا شده جامعه پس مشکل از جامس ( یک بعدش)

اینکه اساتید دکون وا کردن و پول و.... میگیرن و 70 درصد جلسات نمیان سر کلاس و اخرم یه 500 صفحه جزوه میزارن جلوت و با 9.75 میندازنت هم یک بعدش

اینکه با لیسانس کمتر از دیپلم کار گیرت میاد یه بعدش

اینکه دانشجوهای ما به امید کار میرن دانشگاه و به زور 10 میگیرن هم یه بعدش!!

حرف های اقای مجید حسینی رو گوش کنید تمام این موارد رو بررسی کرده

جواد زارع مقدم

سلام به همه دوستان

بحثی که مطرح کردید رو قبول دارم جناب نصیری ولی بی برو برگرد تمام سازمان ها / ادارات و خیلی از شرکت های خصوصی مدرک دانشگاهی لازم دارند و یکی از پیش نیازهای وارد شدن به این مواحیط (جمع محیط) داشتن همین مدارک حتی از دارغوز آباده و اگه مدرک دانشگاهی نداشته باشید و تخصص داشته باشید عملا راهی پیدا نمیکنید به جز موارد استثنا .

مورد بعدی هم زمانیه که دانشگاه رفتن به آدم میده و باز هم اکثریت قشر دانشجو تو اون مدت فقط دانشگاه میرن و باز هم اکثریت دنبال فرا گرفتن هر چیزی بجز دانش هستند که اگه بتونن از این زمان 4 ساله استفاده کنند و در کنار گرفتن مدرک دانشگاهی تخصص هم یاد بگیرن بسیار عالیست و اون چهار سال دانشگاه خیلی ب بطالت نمیگذره اینجوری ، در غیر این صورت بعد از 4 سال ماییم یک کاغذ باطله (برای خیلیا) و کلی حسرت بابت از دست رفتن عمری چنان عزیز.

محمد نصیری

جناب مقدم من فقط در پاسخ پست شما یک جمله میگم :::: چون اکثریت مردم کار و زندگی رو فقط استخدام دولتی میدونن !

جعفر قنبری شوهانی

مطلب جالبی بود

به نظر من دانشگاه ها فقط توی ایران نیستند که بدرد نمی خورن بلکه توی کل دنیا این اتفاق افتاده و توی ایران مثل همه چیز دیگه اوضاع خراب تره

پیشنهاد می کنم این ویدیو رو حتما ببینید

The Most Successful People Explain Why a College Degree is USELESS

مشکلی که وجود داره اینکه هدف تغییر کرده الان کسی که میره دانشگاه دنبال گرفتن مدرکه و دنبال دانش نیست و به نظر من الان دانشگاه ها تبدیل به یک بیزینس شدن که با مهم جلو دادن مدارک دانشگاهی کسب و کار خودشون رو رونق بدن

بعد از اینکه یک نفر از دانشگاه فارغ التحصیل میشه برای چی نمی تونه در دنیای واقعی کار کنه؟ مشخصه که کسایی که در دانشگاه ها هستند از دنیای واقعی خیلی فاصله دارن و نمی دونن در دنیای واقعی چه خبره و داره چی میگذره برای همین نمی تونن دانشجوها رو درست پرورش بدن. تازه بعد از اینکه از دانشگاه فارغ التحصیل میشن با هزار امید و آرزو وارد میرن سراغ بازار کار و میبینن هر چی که یاد گرفتن بدرد نمی خوره و تازه باید دوباره شروع کنن به یادگیری و خوندن ، خوب چه کاریه از همون اول همینا رو بخونن و یاد بگیرن

از طرفی هم شرایط طوریه که باید مدرک داشته باشی و برای خیلی از کارها و موقعیت ها نیاز به یک حداقل مدرک هست به نظرم بهترین کار اینکه بری یک دانشگاه که بتونی با کمترین زمان و انرژی مدرکت رو بگیری و وقتت رو بزاری برای یادگیری دانش واقعی نه توهمات دانشگاهی ، کاری که خودم کردم و بدون درس خوندن و انرژی گذاشتن با معدل 19.10 از دانشگاه علمی کاربردی مدرکم رو گرفتم

محمد عابدینی

مهندس شوهانی عزیز من با حرف های شما و نظرات کلیه دوستان موافقم، واقعا دانشگاه ها شدن فقط محل تبدیل پول به مدرک، در مورد بحثی که فرمودین باید حداقل مدرک رو بگیری یک نکته هم هست که خنده داره.

بعد از گرفتن مدرک اگر قرار باشه برای کار جایی ارایه اش کنی اولین سوال اینه که از چه دانشگاهی این مدرک رو گرفتیط تازه درد سر شروع میشه که حتما دولتی باشه و ... من زیاد این بحث رو دیدم.

نظر من اینه که در حد مدرک کاردانی واقعا برای ایران بس هست و کارشناسی به بالا به درد نمی خوره. همه ادمها باید تا کاردانی بخونن و بعدش برن سراغ علاقه و تخصص کسب کنن.

محمد نصیری

تجارت مدرک در ایران سود چند صد میلیاردی داره ! به خاطر همین هم هست که صبح تا شب دانشگاه سبز میشه ! ببینید شما الان طرف فوق لیسانس امنیت اطلاعات میگیره ! میاد حالا پارتی چیزی هم داشته تو یه اداره ای شروع به کار می کنه بعد ازش میپرسم امنیت چی هست ؟ وامیسه تو چشمات زل میزنه ! سکوت محض !!! اما خوب خیلی سر انگشتی حساب می کنم براتون ، فقط تو یه واحد آپارتمان دانشگاهی که تو کرج هست به نام دانشگاه جامع علمی کاربردی واحد جهاد دانشگاهی کرج ! توی عظیمیه ! یه ساختمون 6 طبقه بدون آسانسور هست که پشت بومشم بدون مجوز ساختن و سقف کاذب زدن که استفاده کنن ! 6 طبقه که هر کدوم سه تا کلاس دارن هر کدوم 40 تا دانشجو می تونه داشته باشه سر انگشتی میگیرم میشه 120 نفر هر طبقه و کلا نزدیک 700 نفر گنجایش ! واسه نفس کشیدن باید بوی عرق بعضیا رو تحمل کنید در این حد ! اسمشم دانشگاهه ! خوب 700 نفر بگیریم که هر ترم ثبت نام کنن تو این دانشگاه هر کدومشون کم کم طی این چهارماه 1 میلیون تومن پیاده بشن برای مخارج دانشگاه اون هم نه برای حضور دائم برای هفته ای مثلا 20 ساعت حضور ! ( دست پایین ) میشه ماهیانه نزدیک 250 میلیون سود برای دانشگاه ! که از این مقدار مثلا اگر بگیریم که 50 میلیون حق التدریس و حقوق بده که عمراااا چنین چیزی باشه 200 میلیون سود براش میمونه ! از یه خرابه ماهی 200 میلیون حداقل سود در بیاری به اسم آموزش و مالیات هم ندی ؟ خوب کجا چنین تجارتی میبینید ؟ تازه کمبود بودجه بود کافیه به اساتید بگن بیشتر بندازید این ترم ! گنجایش کم بود میگن قبول کنید برن ... اینها باور کنید واقعیت هستاااا ...

محمد عابدینی

دانشگاه علمی و کاربردی در تهران هست که دوستام تعریف می کردن داخل حموم کلاس داشتن😄😄😄.

محمد عابدینی

ولی در کل در ایران ما اشتباه می کنیم، به نظر من باید به این صورت عمل بشه

همه افراد بتونن تا تخصص کاردانی در همون دبیرستان ادامه تحصیل بدن که سواد بالاتر بره.(کسی که مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد میگیره فکر می کنه الان خدای عمله و هیچ کاری نمی کنه غیر از مدیریت)

شرایط دانشگاه ها انقدر سخت بشه که واقعا کسی که دوست داره به مدارک بالای تحصیلی برسه بره دانشگاه و بی خودی برای گرفتن مدرک و بعدش هم سره کار رفتن کسی نره دانشگاه تا نه وقت و تلف بکنه و نه الکی هزینه بشه0خدا رو شکر در جامعه ما فقط اصراف کردن هست و بس . افرادی برن دانشگاه که واقعا دوست دارن درس بخونن.

این وسط هم مراکز خوب تخصصی با دوره های کاربرد برای محیط کار باشه تا هر کسی که خواست هر کاری که دوست داره رو خوب یاد بگیره نه رشته های دانشگاهی که واقعا به این نتیجه رسیدن همه که به درد کار نمی خوره.


این هم یک تجربه خنده داره من که صدای کلاس هم موجوده

من استاد داشتم دانشگاه بنده خدا دانشجوی دکترای هوش مصنوعی بود داشت به ما روش نصب کردن ISA server رو داخل Ubuntu یاد می داد، بنده خدا رفت که نصب کنه بیاد و من هم منتظره رونمایی از این کشف جدید هنوز هستم چون یک سری دانشجویی که نمی دونستن لینوکس چی هست تایید می کردن حرف استاد رو چون فقط استاد بود و بس

خدا

mk512

سلام. اتفاقا آقای نصیری، شما چون که با حق انتخاب خودت مسیرتو انتخاب کردی، از بقیه بیشتر حق داری که نظر بدی. یعنی شما چون دانشگاه رفتی، و بعدش با تصمیم خودت رهاش کردی، صلاحیت اینو داری که به بقیه بگی نرن!(البته یخورده ظالمانس، ولی حداقل بهشون بگی که اون تو خبری نیست).

خب، میبینیم که تمام دوستان با هم اتفاق نظر داریم که سیستم آموزش دانشگاهی هم در طرف فنی، و هم در طرف عملی سالهاست که به شکست و بن بست رسیده. دیگه در جامعه، برای اونهایی که چشمانشون رو نبستن، این قضیه از کسی پوشیده نیست.

جهان را برای یافتنش گشتم

باید همه با هم تصمیم این قضیه رو بگیریم که جمله "مدرک لازم است" رو برای همیشه فراموش کنیم. خود ما از یه جایی به بعد باعث تداوم این اشتباهات مهلک در نسل های جدید هستیم. منصفانه به قضیه نگاه کنیم، در دوران پسا 18 سالگی(همونی که جامعه بهش میگه دانشجو)، اتفاقات بدی برای یک فرد می افته که باعث میشه زندگی در اونجا متوقف بشه. شخصی که در 18 سالگی میمیره و در 80 سالگی به خاک سپرده میشه. چون دیگه یادش میره چی جوری یادبگیره، بشنوه، بفهمه، صحبت کنه؛ زندگی کنه!

اینها تا به الان فقط در حد صحبت و حرف بوده، کسایی که این قضیه رو فهمیدن(خبری توی دانشگاه نیست)، بازم حاضر نبودن که از قید مدرک دانشگاهی بزنن. برای همین رفتن سراغ دکان های مدرک فروشی.

عادت کردن و تن دادن به این وجهه ناقص و معیوب، چون انسان همیشه علاقه داره توسط شخصی یا چیزی تایید بشه، آسون ترین راهش خرید این تایید با پوله، یا شایدم یه چند سال وقت!

شاید شما این قضیه رو برای خودتون حل کرده باشید؛ یا تن دادن به قضاوت جامعه و راهی که همه میرن(همه ای که چشمشون فقط به پاشنه کفش جلوییشونه)، یا انتخاب راه خودتون. ولی اون بیرون هنوز و هنوز جوون های زیادی هستن که هر ساله پا جایی میذارن که شما گذاشته بودید، راهی رو میرن که شما رفته بودید، چیزهایی رو میبینن که شما دیدید، و داستان هایی رو خواهند گفت که من و شما همین الان در حال گفتنش هستیم. شاید دور بعدی، نوبت فرزند خود شما باشه. اون هم باید روزی بایسته و داستانش رو تعریف کنه، و غم انگیزه اگه که داستانش مثل ما باشه.

امکان: 30 کاری که به جای دانشگاه رفتن یا مسافرکشی میتوان کرد!

از اینجا به بعد هرچی بگم تکرار مکرراته، از سخنرانی سال 2005 استیو جابز توی استنفورد، که با شجاعت جلوی صدها دانشجو توی روز فارغ التحصیلیشون ایستاد و گفت که هیچوقت دانشگاهو به اتمام نرسونده، تا داستان های حماسی که همه ما دور و برمون از اینجور آدما شنیدیم و میشنویم. اما باز هم راهی رو میریم که نباید بریم و کاری رو به سرانجامش میرسونیم که نباید برسونیم؛ و انتظار اینو داریم که با همینا یا روزی خوشبخت بشیم، یا روزی معجزه ای بیاد و مارو نجات بده.

پویان عارف پور

خیلی مطلب جالبیه و ممنون از همه نظرات مخصوصا mk512 و لینکهاتون.

بنظر شخص بنده ، مدرک که هیچی ، حتی دیگه دانشگاهها هم کم کم باید برداشته بشه و جاش رو به آموزشهای آنلاین بده و میدونم هنوز خیلی دروس و مهارتها مثل موسیقی ، نجاری و غیره هست که لازمه روزهای اول یک نفر بالاسر آدم باشه ولی حتی اونها هم میتونه جایی بجز دانشگاه برگزار بشه. یا خیلیها فکر می کنند رشته های پزشکی رو نمیشه آنلاین یاد گرفت ولی من معتقدم میشه و به فرض برای قسمتهای عملی فقط مثل دندانپزشکی که دانش پژوهان به کلینیکها میرن باید در محیط عملی کار رو یاد بگیرن و هر چه زمان میگذره بیشتر میبینم و میشنوم چقدر خطاهای فارغ التحصیلان دانشگاهی و بی رودربایستی باید گفت بی سوادی عملی اونها داره زیاد میشه و نیاز هست که کم کم شیوه آموزش تغیر پیدا کنه و این تقریبا میشه گفت اخیرا داره به دانشگاههای سطح بالا هم میرسه ولی این بحثش جداست...

خودم اگر به گذشته برگردم عمرا دانشگاه برم ! و روزی هم خدا نخواد بچه ای داشته باشم یا مسئولیت بچه ای رو داشته باشم بعد از دبیرستان میگم چی دوست داری و میفرستمش کلاسهای متناسب با اون علاقه یا جایی که بتونه اون مهارت رو یاد بگیره و فقط من باب اینکه روابط اجتماعی رو تمرین کنه چند کلاس جانبی و سرگرمی هم میفرستمش و یا اگر اوضاعم خوب باشه به سفرهای دست جمعی. ولی هیچوقت ظلمی که به نسل ما شد رو در حقش نمیکنم که برای یک عنوان مهندس ، دکتر ، استاد و یا هرچیز دیگه سالهایی رو که باید با هیجان به علاقش بپردازه بفرستمش سر کلاس یک عده ای که یکیشون سواد نداره یکیشون اخلاق نداره و در بهترین حالت اگر اینها رو هم داشته باشه چیزایی قراره یادش بده که هیچوقت به کارش نمیاد همونطور که من هنوز نه لگاریتم استفاده کردم نه بسط فوریه نه انتگرال سه بعدی و نه یه سری درسهای تاریخی که بیشترش هم تخیلات یه عده بود تا واقعیت و آخرش هم زمینه کاریم رو تغیر دادم چون علاقه ای به الکترونیک نداشتم.

دنیای امروزی نیاز نداره به همه مهندسهاش اثبات دیفرانسیل رو یاد بده. نیاز نداره هرچی میخواد یاد بده از بیگ بنگ شروع کنه. زندگی امروزی کاربردیه و منهای حالا یه جوامع تخیلی پیشرفته ای مثل کشور عزیزمون که میخوان نیروی کار استخدام کنن از وضو و نماز سوال می کنن و معمولا یه جزوه 15 صفحه ای هست که اونو بخونین مشکلی ندارین، در دنیا طرف آدم ماهر میخواد و شما به هر شیوه ای اثبات کنین مهارت لازم رو دارین برای اون کار استخدام میشین.

تا جایی که به گوشم میرسه بخصوص در خصوص آسیایی ها و باز هم به ویژه در باره میهن عزیزمون داره توی دنیا جا میفته که اینا مدرکاشونو خریدن و خب این وسط در اومدن گند کپی بودن مقالات برخی بابای آقازاده ها هم بی تاثیر نبوده یارو میگه وزیر فلانشون مدرکش جعلی یا با تقلب بوده هیچکی نفهمیده مردم عادیشون که هیچی.

کلام آخر اینکه خودتون اگر شرکتی داشته باشین که از خشت اول ساختینش و هنوز دارین براش زحمت میکشین نمیدینش دست یک آدمی که یک کامیون مدرک داره ولی هیچ کاری بلد نیست بلکه میگین طرف بلد باشه و گند نزنه ولی دیپلم باشه :)

محمد مرآتی شیرازی

اینجانب از همین تریبون اعلام میدارم مدرک برای بنده باعث ضرر هم بود . من فوق لیسانس نرم افزار هستم و غیر از اینکه چیزی در حیطه عملی به اون صورت یاد نگرفتم مدرکم باعث این بود مدتها رزومه که میفرستادم جوابی نگیرم چون بعد ها فهمیدم علتش این بوده که پیش خودشون میگفتن این با این مدرک حتما باید حقوق بالایی در خواست کنه و بی خیال من میشدن . بله اینجوریاس

مهاجر تنها Rahdan

سلام به همه بزرگواران .. اول همتون دوست دارم چون عالی هستید ...چون سر شار از انرژی هستید و به ادم انرژی میدید ... دوم تشکر میکنم از مهندس نصیری بابت بررسی این موضوع و بحثی ک ایجاد کردن و منم کلیه نظرات خوندم از مهندس عابدینی تا مهندس قنبری واقعا فوق العادس .. متاسفانه و یا خوشبختانه اینجا ایران هست و همه چند متر جلوتر را بیشتر نمی بینند و پول درآوردن به هر قیمتی حالا یکی با کلاه بردای (شامل دانشگاههای ک هیچ اصل و نسبی نداره وهیچ بار علمی نداره و تنها ب واسته رانت و یا اون بند پ می ان مجوز میگیرن و 4 تا از همین بچه هایی ک ارشد هستن و بدون هیچ تخصص و دانشی میشه استاد اون دانشگاه (البته جسارت به ساحت مقدسون ندارم ولی حقیقته!!!!)و عمر انسان های بی شماری را تباه میکنه .. ب قول مهندس نصیری کشور ما نیاز به همه نوع کاری داره از بقال سر کوچه تا کچ بر و ... ولی آیا همین کارا هم نیاز به تخصص نیست نیاز به آموزش نیست چرا هست ولی با اصول و اون چارچوب آکادمیک ک میگن باید خبره باشه استادی که با ساعتی 4 تا 10 هزار تومان تدریس میکنه معلومه چ خبره ک پس نتیجه اخلاقی اینکه این دانشگاها ک مثله قارچ های سمی جنگل های شمال ک بی شمارند فقط و فقط بخاطر پول هست )

یکی سرقت دارایی افراد دیگه !!!میپرسین چطوری الان میگم .. سرقت عمر و زمان دیگران که بارزش ترین چیز زندگی افراد هست (البته این فقط یک نمونه از هزار نمونه سرقت ک داخل ایرانه می توان اشاره کرد ) ب واسطه همین دانشگاه ها یارو زمان میذاره 4 سال لیسانس گرفته می اد ب قول اقای شیرازی میبینه تو بازار این مباحثی ک گفتن هیچ کدوم ب درد نمیخوره اول ک ی مدت افسرده میشه ب خاطر زمان و عمری ک تلف کرده و هیچ مطلبی ب درد خوری بلد نیست هر جا هم میره ی چیزای میگن ک اصلا تو عمرش نشنیده چی هست .. دوم اگه این مرحله را بگذرونه دوباره باید 2 سال لااقل روی ی موضوع زوم کنه تا حداقل کارشناس اون مبحث بشه ...ب نظر من ک عضو کوچکی از خانواده این مجموعه بزرگ هستم دانشگاه خوبه ولی ولی دانشگاهی ک با علم روز باشه ، سوالات کنکور فروخته نشه ، بند پ (پول و پارتی )حذف بشه ، سهمیه ها کلا برداشته بشه (حالا هر نوع سهمیه ای ) ، و واقعا درهر زمینه ای هزینه بشه (هزینه با اصول و مدیریت شده و کارامد و با دید باز ).. حالا چ در پزشکی و چ در IT , .... و استفاده از افراد(با تجربه کاری و علم) ب قول معروف پروژه ای یا همون اجرایی که سابقه اجرا کردن ده ها پروژه بزرگ را داشتن در زمینه های مختلف ب عنوان اساتید که علم و تجربه باهم برابری میکند... بسیار هم دانشگاه خوبه البته اون قیف دانشگاه را هم برعکس کنند برای ورودی :))

عارف قادری

سلام

چند روزیه داره تو سایت بحث های خیییلی جالبی میشه که همه دوست دارند راجع بهشون بحث کنند

من الان کاردانی رو تموم کردم تو شهر خودمون بم :) کارشناسی هم دوبار امتحان دادم کنکور و همینجا قبول شدم فکر میکنم دوتا مودم adsl دادم به استادا و یه کارتن خرما خلاصه کاردانی رو گرفتیم :) تو رشته ما(نرم افزار کامپیوتر) نزدیک به 20 نفر سر کلاس های تخصصی بود شاید باورتون نشه از این 20 نفر 18 نفر فقط بلد بودن کامپیوتر رو روشن کنن و دیگه تمام، اون دو نفر هم که یکی شون من بودم در حدی میدونستم که به استاد میگفتم من اینارو بلدم نمیام اونم چون میدید حالیمه میگف نیا تو دیگه بسه

خلاصه کاردانی تموم شد و م هنوز دنبال اینم که این همه کلاس رفتن و وقت گذاشتن کجا بکارم اومد

هرچی بوده یاد داشتم که :( هر روزم با استادا کل کل داشتیم که آقا اینی شما میگی بدرد ما نمیخوره و بس سرآخرم یه مشت تئوری که آخرش نفهمیدم کجا کاربرد داره رو امتحان میدادیم و این قدر از درس خوندن متنفر شده ام که فقط میخوام کارشناسی رو تموم کنم و دیگه نرم دانشگاه و بچسبم به همین کار فعلی ام

اون 18 نفری هم که میومدن از روستاهای نزدیک سیستان بلوچستان و مناطق محروم درک شون نمیکردم به هیچ عنوان اونم تو این رشته :) امید وارم سیستم اموزشی بهتر بشه حداقل مدرک میگیره ادم تهش بگه یچیزی یاد گرفتم یجایی باعث شد کاریو شروع کنم

علی نخعی

با سلام جناب نصیری

انچه که شما در خصوص مدرک دانشگاهی نوشتید چیزی هست که در عمل در ایران اتفاق افتاده و البته در بقیه جهان به گونه ای دیگه اتفاق افتاده، در دانشگاههای ایران رشته های مهندسی بیشتر شامل تئوری و محاسبات مهندسی هستندیعنی اگر طرف بخواد طراحی انجام بده احتمالا بدردش می خورن و اگر واقعا بخواد موفق باشه باید همزمان با دانشگاه کلاسهای فنی و عملیاتی مرتبط رو هم شرکت کنه و بصورت خود آموز هم از کتب خارجی و داخلی و اینترنت استفاده کنه تا تئوری رو هم عمقی بفهمه و نه بصورت حفظ کردنی که پس از مدت کوتاهی هم فراموش میشه

این مشکل متاسفانه به خود آموزشگاههای فنی هم سرایت کرده یعنی طرف بجای اینکه ازشرکت در دوره های این آموزشگاهها برای تکمیل درسش تو دانشگاه استفاده کنه در اونجا هم فقط دنبال مدرکش هست و نمیخواد چیزی یاد بگیره و به هر ترفندی متوسل میشه که خودش چیزی یاد نگیره

به نظرم انتقاد اول به خود مهندسین وارده که تلاش و همت یاد گرفتن واقعی رو ندارن چرا که در بهترین دانشگاه با بهترین اساتید یا بهترین آموزشگاه با بهترین اساتید شرط لازم خواست خود فرد برای یادگیری هست وگرنه چنانچه فرد اراده و پشتکار داشته باشه حتی بدون دانشگاه رفتن میتونه به دانشی دست پیدا کنه که خیلیها با دانشگاه رفتن هم نتونستن

گرچه که دانشگاه به علاوه اراده و پشتکار فردی خیلی بهتر و مفید تر میتونه فرد رو به دانش تئوری و کاربردی برسونه چراکه دسترسی به اساتید و بقیه دانشجوها و محیطهای آزمایشگاهی که در دانشگاه در اختیار دانشجوها قرار میگیره بسیار کمک کننده هست و واقعا نیروی پیشران بزرگی هست برا اونا که واقعا دنبال یادگیری هستن با اینکه که مباحث تئوریک و فشردگی درسها در طول یک ترم واقعا از نظر زمانی دانشجوهای ایران رو در تنگنا قرار میده اما بازهم اگه برنامه ریزی زمانی باشه از فرصتهای بین ترمها و دیگر موارد بخوبی میشه استفاده کرد

دانشگاه و آموزشگاه هر دو تا در نفس خودشون مفیدند اما همونطور که نوشتید متاسفانه با بی برنامگی و دستپاچگی و شلوغبازی جاهایی رو به اسم دانشگاه تاسیس کردن که نه استاندارد فضای دانشگاهی رو دارن ونه استاندارد آموزش در اونها رعایت میشه و افراد کم سواد و خوشحال الکی از عنوان استاد بعنوان استاد در اونجا وقت گذرونی می کنن درحالیکه تا به درجه استادی رسیدن مراحل مختلفی مثل دانشیاری و استادیاری رو باید طی چندین سال بگذرونه تا به درجه استادی برسن

عقیل

سلام به همگی

متاسفانه باورهای غلط، طوری به جامعه و مردم نفوذ پیدا کرده که اگه کسی مدرکی نداشته باشه یا مدرک پایین داشته باشه از مقبولیت چندانی برخوردار نیست.

حتی بعضی شرکت های خصوصی هم اغلب شرایطشون داشتن مدرک هست فقط و به تجربه و تخصص توجهی نمیشه.

در مورد تدریس کننده های (نمیخوام بهشون بگم استاد. چون واقعا در حدش نیستن بعضی ها) دانشگاه ها هم اوضاع اصلا جالب نیست. چندسال قبل توی دوره کاردانی یه پسر 24-25 ساله بود که فکر کنم تازه کارشناسی یا ارشدش رو تموم کرده بود اومده بود دانشگاه ما برای تدریسِ درس طراحی صفحات وب (فکر کنم همین عنوان درسش بود). من دیدم خیلی ادعا داره یه سوال خیلی ساده و پیش پا افتاده از css پرسیدم نمیدونم چرا اول رنگ از صورتش پرید و بعد شروع کرد به پرخاشگری و هوچیگری :))

البته خب طبیعی هست با رشد قارچگونه دانشگاه ها، همچین افرادی بشن مدعی تدریس

اینم بگم که من بعد از کاردانی دیگه قصد ادامه دادن نداشتم و رفتم خدمت. بعد که برگشتم علیرغم میل باطنی برای کارشناسی رفتم یه دانشگاه غیرانتفاعی. که همون ترم اول تموم نشده بود انصراف دادم. و با توجه به علاقه و تجربه ای که توی تدوین داشتم گفتم برم دانشگاه علمی کاربردی صدا و سیما رشته ی سینما و گرایس تدوین. انداختم اومدم تهران و 2هفته 500کیلومتر راهو رفت و آمد کردم ولی باز هم مباحثی تدریس میشد که در عمل هیچ کاربردی نداشت و در تدوین هیچ استفاده ازش نمیشد. از اونجا هم انصراف دادم برگشتم شهر خودم. و در کنار کار، یه دانشگاه غیرانتفاعی دیگه ثبت نام کردم که فقط اون کاغذ مسخره رو بدست بیارم

اگه به عقب برگردم همون رو هم نمیرفتم. توی محیط اینجور دانشگاه ها واقعا هیچ چیزی یاد نگرفتم. فقط خدارو شکر میکنم که از همون دوران راهنمایی و هنرستان، شب امتحانی بودم. و توی دانشگاه زیاد وقت برای کلاس رفتن و درس خوندن تلف نکردم و رفتم دنبال خودآموزی و..

نظر شما
برای ارسال نظر باید وارد شوید.
از سرتاسر توسینسو
تنظیمات حریم خصوصی
تائید صرفنظر
×

تو می تونی بهترین نتیجه رو تضمینی با بهترین های ایران بدست بیاری ، پس مقایسه کن و بعد خرید کن : فقط توی جشنواره تابستانه می تونی امروز ارزونتر از فردا خرید کنی ....