تا %60 تخفیف خرید برای 2 نفر با صدور مدرک فقط تا
00 00 00

زمان چیست؟

مازیار کریم
مازیار کریم
1 پسند
147 بازدید
0 نظر
2 ماه قبل

زمان چیست؟ شاید یکی از اصلی ترین سوالات بشر پس از آغاز انقلاب شناختی و بدعت تفلسف چیستی و ماهیت زمان بوده و هست . زمان طبق معرفت عینی ما به جهان همواره خطی و حصول  جا به جایی صفحات زمان بی باز گشت تلقی شده است حال نیاز به نگاه اجمالی به این انواع تشخص این تجرید داریم تا به استقرا و قیاسی نو دست یابیم . اول آنکه زمان مفهوم موهومی فیزیکی هست نه فلسفی اما برای حصول درک آن نیازمند فلسفیدن نیز هستیم .نیوتون براساس مکانیک خود زمان را امر خطی حاصل از تاثیر دو جرم بر اساس ثابت گرانش قرار داد. البته باید این را در نظر گرفت که زمان بر اساس نقطه دید ناظر تعریف میگردد.

آنیشتین برای درک قانون ماخ تلاش میکرد که به قوانین نسبیت و ساختار هزلولی فضا چ زمان رسید یعنی اجرام هر قدر چگال تر باشند فضا و زمان را بیشتر خمیده میکنند . در نسبیت خاص بالاترین تضریب سرعت به حرکت ذره بنیادی فوتون داده شده و فرض اتساع زمان مطرح شد یعنی هرقدر ما به سرعت نور نزدیک تر شویم زمان کندتر میگذرد . فیزیک کوانتوم زمان را غیر خطی منظور کرده و با فرضیات یک و دو بعدی در تئوری ام و اف مطرح است که به دلیل ثقلت مطلب به آن ورود نمی کنم .

حال در فلسفه زمان مقوله ی فراتر از وجود انسان تصور میشد به نحوی که انسان موجود طبیعی و هولوگرافیک که معلول علت غائی جهان است در نظر گرفته میشد تا زمان دکارت و مطرح شدن دابلیسم و جدا در نظر گرفته شدن آگاهی انسان و انقلاب علمی و ریاضیاتی شدن نگاه فلسفه به نحوی که کانت که بسیار متاثر از نیوتن بود انسان را موجودیت در زمان و مکان میدانست . در نگاه فلسفه شرق زمان یک تسلسل دوری به نحوی که ابن عربی هر دوره را تجلی یک حقیقت از اسماء الله میدانست . ملا صدرا قائل به حرکت در آینده نبود و مبحث اصالت وجود را متافیزیکی ولی با فرض تشخص حال درنظر میگرفت .

با بروز و ظهور اومانیسم و اگزیستانسیالیسم و حق تقدم موجودیت بر ماهیت انسان هایدگر مفهوم دازاین و زمانیدن ( شکافتن زمان توسط انسان ) را مطرح کرد و حق تقدم  را به انسان داد در واقع تعریف انسان موجود زمان مند مکان مند زبان مند در نظر گرفته شد .حال فرا از نوع نگاه باید در نظر بگیریم که زمان مقوله وابسته به حرکت است و ما دارای بسیار طیف حرکتمند با توجه به ماهیت موج گونه کیهانی داریم پس بسته به فرکانس حرکت ما زمان مند میشویم ولی از آنجا که انسان موجودیست که می تواند به گذشته و آینده فکر کند و مرگ اندیشی نیز داشته باشد برای انسان تفسیر زمان ذهنی نیز باید در نظر گرفته شود .

در واقع انسان بالاتر بردن زمان ذهنی خود ( انسان را مفهوم واحد متکثر در نظر بگیریم ) را از موج حمال زمانی خود فراتر میبرد که این امر می تواند حلول در تکنولوژی بالاتر رفتن سطح اختیار بر جبر و سلب موجودیت انسان گردد .لازم به ذکر است که محاسبه ی زمان غائی نیاز به رسیدن به نقطه ی خطی تمام امواج کیهانی ( نقطه ی ایست انبساط جهان ) است که روشمندی رسیدن به آن نیازمند مقاله ای جداگانه است .

نظر شما
برای ارسال نظر باید وارد شوید.
0 نظر

هیچ نظری ارسال نشده است! اولین نظر برای این مطلب را شما ارسال کنید...